
Keeley C. Harmon, Joe Ann Clark, Jeffery M. Dyck, Vicki Moran (auth.)

|
سمبول: اصل کلمه یونانی است و در آن زبان زومبل نامیده می شود در زبان فارسی به سمبول معروف شده است وبه معنای نشانه یا نماینده افکار ومعانیست که متعلق به یک ملت یا همه ملل ی باشد. سمبول ها در قدیم قبل از آنکه زبان یا خط اختراع شود تنها وسیله ایی بوده ند که اشخاص بوسیله آنها از طریق علامات یا نشانه هایی مطالب خود را بیان می داشتند. ولی کم کم که زبان از خط بوجود آمد آن علامات ونشانه ها بعضی از میان رفتند وبرخی دیگر باقی ماندند و جای خود را به چیزهای دیگر سپردند، در هر صورت سمبول ها سن زیادی دارند وحتی ظرف صدسال هم کافی نیست که یک سمبول بوجود آید، ودر تاریخ یک ملت ویا جمعی از مردم باقی بماندو اگر هم چیزی ظرف این مدتها بوجود آید، در صورتیکه شرایط مردم پذیری را نداشته باشد دیری نخواهد گذشت که خاموش شده از بین می رود. وجود این سمبول ها باید چیزهایی باشد که کلیه افراد، آنها را از صمیم قلب بپذیرند، و تایید نمایند و معنا ومفهوم آنها را هم بسادگی درک کنند و باطناً تصدیق نمایند. گفته شد این سمبول ها بسیار قدیمی هستند وبا طرز فکر وتاریخ ملتها رابطه مستقیم دارند، بنابراین وجود سمبول هیچگاه تحمیلی نمی تواند باشد هیچکس و یا هیچ دستگاهی نمی تواند چیزی را بنام سمبول به مردم تحمیل کند و بخواهد که تمام مردم آنرا بدین منظور بشناسند. چه اینها گذشته از تعقل بیشتر کاردل است و با احساسات وقلوب مردم رابطه مستقیم دارد وقلوب مردم یا احساسات ملتی را بازور نمی توان تصاحب کرد. مثلا اینکه رنگ سفیدعلامت صلح و صفا است و رنگ قرمز علام جنگ وسیاهی نشانه عزا است وتقریبا بین تمام ملل بدین منظور شناخته شده است و.. چه کسی است که آن را قبول نداشته باشد و از آنها تبعیت نکند؟ ای کاش روی تمام مطاب میان همه ملل عالم اینگونه توافق نظر بود که روی سمبول ها چون این سمبول ها که تنها با طرز فکر واحساسات مردم وملتها مربوط است بلکه با تاریخ ملل هم ارتباط مستقیم دارد وچون ملل وسرنوشت آنها مختلف است وهر ملتی افتخارات هیجانات خوش آمدهای مخصوص بخود دارد. لذا بعضی از سمبول هستند که مخصوص یک ملت و مللی که با هم سرنوشت مشترکی داشته اند می باشد و در تاریخ آن ملت و سایر ملل همجوار باقی می ماند.معمولا ملت ها هر چه قدیمی تر باشد هم تمدنشان گرانبها تر و پرمایه تر است وهم آنکه مشترکات ملی در بین افراد آنها بیشتر و نیرومند تر می باشد. این مشترکات طی قرن ها بلکه هزاران سال جای خود را در قلوب افراد ملت باز می کند و به هیچ قیمتی از آن خارج نمی شود، وهمین مشترکات است که وحدت یک ملت یا مملکت را فراهم می نماید وافراد آن ملت را با هم صمیمی ویکنواخت می سازد. آنها همدیگر را بهتر می فهمند و با شرایط کاملتری به وحدت می رسند و خود را با سایر افراد مملکت عضو یک خانواده احساس می کنند. تمام مذاهب پس از سمبول است چه سمبول از جهتی جزو معتقدات مردم وملتها می باشند. مقدسات هر مذهبی جزو سمبول های همان مذهب بشمار می رود. مثلا صلیب از سمبول های مقدس دین مسیحیت است قبور ائمه وبسیاری از مراسم ومناسک مورد احترام ما مسلمان ها است جزو سمبول های اسلام قرا ردارد. هر زبانی هم سمبول دارد ادبیات ما پر از سمبول است مثلا ماه سمبول زیبایی گل قرمز سمبول عشق ،قامت سرو، چشم آهو،.. و هزاران مثال دیگر که ذکر آنها ما را از شیوه اختصار خارج می سازد، جملگی سمبول محسوب می شوند. گذشته از این ها ، سمبول های ملی وجود دارد که ازمشخصات تاریخی فکر وحدت و احساسات ملت یا مملکتی گفتگو می کند و همین مشخصات است که ملتی را از یک ملت دیگر مجزا می سازد و هرکسی سمبول های ملتی را نشناسد روی هم رفته آن ملت را نشناخته است.
الهام از دین دربیان صور: مذهب ملهم کننده شکل های هنری است ، چون سبب می شود«نیت» به بیان چیزی که والاتر از خود انسان است در قلب وروح هنرمند بوجود آید. الهام میتواند بطور مستقیم با به وجود آوردن گونه ایی آگاهی در هنرمند برای بیان و کشف دوباره ی واقعه ی مذهبی عمل کند می توان گفت که در اینجا الهام مستقیما بر هنرمند تاثیر می گذارند وشکل هنر «روایتی» را بخود می گیرد هنر روایتی با زمان دقیق سروکار دارد. بار خدای واقعی مانندشهادت امام حسین که در زمان دیگر، در لحظه، دوباره تبیین مییابد مثال جنگهایی که بیش از ده روز طول کشیدند در 60دقیقه نمایشگر می شوند و زندگی امام حسین در 12 صحنه یک تابلو ارائه می گردد. الهام همچنین می تواند به طور غیرمستقیم یا ناآگاهانه عمل کند و برای همین جنبه الهام است که نمی تواند حد وحصری قائل شود این نوع الهام بر هنر زنده وهمچنین «هنر زندگی» تاثیر می گذارد. |

بسیاری از روانشناسان معتقدند نوجوانی یک دگرگونی جسمانی ، روانی ، شناختی و نیز تغییر در الزامات اجتماعی است. از قدیم این دوران هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین دورانی به مراتب دشوارتر از زمان کودکی قلمداد شده است. یکی از عواطف متداول در بین نوجوانان خشم است که بر اثر برخورد نوجوان به مانعی که بر سر راه هدف او قرار می گیرد حاصل می شود و به پرخاشگری که یک واکنش عمومی به ناکامی امیال است منجر می گردد. به طور کلی نوجوانان در این دوران حساس می شوند ؛ هیجان های شدید دارند به دنبال احساس عدم اطمینان و تنش ناسازگاری و پرخاشگری در آنان دیده می شود و اجتماع از آنها می خواهد که مستقل باشند و روابط خود را با دیگران تغییر دهند.
هیجان ها پدیده های ذهنی ، زیستی ، هدفمند و اجتماعی هستند. پدیده هایی فطری که در افراد مختلف در شرایط یکسانی بروز می کنند و تاثیرپذیری زیادی از شرایط فرهنگی و یادگیری ندارند و پاسخ های فیزیولوژیک مشخصی را فرا می خوانند ( ریو[1] ، ترجمه سیدمحمدی 1383 ). یکی از هیجانهایی که در زندگی همه افراد نقش مهم و موثری دارد هیجان خشم است. خشم نوعی از هیجان است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتارهای نامناسب دیگران بروز می کند. خشم ممکن است از یک رنجش و ناراحتی زودگذر تا یک عصبانیت تمام عیار گسترش یابد. اما در هر حال پدیده ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات و هیجانها نشانه سلامت ، تندرستی و عواطف انسانی است. خشم ممکن است ناشی از عوامل درونی مثل افکار و عقاید غیرمنطقی ، توقعات نابجا و احساس ناکامی و یا عوامل بیرونی مثل خیانت در امانت مورد بی اعتنایی قرار گرفتن ، ملاحظه نکردن دیگران ، مورد توهین و تجاوز واقع شدن باشد ( کلینکه2، ترجمه محمدخانی 1382 ). خشم به صورت پرخاشگری فیزیکی ، پرخاشگری کلامی ، خصومت ، مخالفت ، انتقاد ، احساس رنجش ، بارها درباره چیزی حرف زدن ، دوری و اجتناب از مسائل و افراد ابراز می شود ( نساجی زواره، 1385 ). خشم هیجان خطرناکی است زیرا در پی تخریب و از بین بردن آن چیزی یا کسی است که سازوکار آن را مانعی بر سر راه خود می داند. افزایش فشارخون و ضربان قلب و تحریکات بدنی ناشی از خشم ممکن است برای فرد خطرناک باشد. خشم اگر هم ابراز نشود و درون ریز شود خصومت را در درون فرد افزایش می دهد و به عملکرد او در موقعیتهای بین فردی و اجتماعی و سازگاری با دیگران دستیابی به اهداف ، زندگی خانوادگی و موقعیتهای شغلی آسیب می زند ( بشکار، 1387)
1-2- بیان مسئله
خشم یکی از هیجان های طبیعی انسان است که در مولفه های هیجانی جایگاه خاصی دارد. خشم واکنشی مرتبط با تنیدگی و خصومت است که با قرار گرفتن در موقعیت های گوناگونی از ناکامیهای واقعی یا خیالی ، آسیب ها ، تحقیرها ، تهدیدها یا بی عدالتی ها برانگیخته می شود که ممکن است به پاسخهای غیر ارادی مانند افزایش فشارخون ، ضربان قلب ، تعریق و افزایش قند خون منجر شود. خشم به طور معمول به یک هدف بیرونی منتقل می شود همچنین واکنشهای رفتاری می تواند طیفی از اجتناب از منشا خشم تا خشونت کلامی یا رفتاری را دربرگیرد ( کرسینی، 1999 ). اگرچه خشم هیجانی طبیعی و گاهی مفید است ولی خطرهایی نیز به همراه دارد. وقتی خشم خارج از کنترل و مخرب باشد می تواند به مشکلاتی در کار ، روابط بین فردی و کیفیت کلی زندگی منجر شود ( انجمن روان شناسی امریکا، 2004 ). بررسی آمار و اطلاعات نشان می دهد که در چند دهه اخیر خشم و پرخاشگری افزایش یافته است و شواهد تجربی زیادی آثار مخرب خشم را در روابط انسانی نشان داده اند ( کوپ و لندبرگ 1992 ؛ نولو شواسکی و فرالکه 1992 ). به همین دلیل این مسئله توجه متخصصان به ویژه روان شناسان را به خود جلب کرده است. در طی سال های گذشته پژوهشهایی به منظور یافتن علل خشم و تاثیرات آن در روابط بین فردی و شیوه های کنترل آن صورت گرفته است.
در همین راستا سوال اصلی که برای محقق در پی یافتن آن است چه عواملی با عث کنترل خشم و پرخاشگری در بین دانش آموزان دختر هنرستان نسبت به دبیرستان در شهر فیروزآباد می باشد؟
1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق
پرخاشگری به عنوان یک مشکل شدید و رو به افزایش در میان نوجوانان شناخته شده است. در حال حاضر پرخاشگری یک مساله ی اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به حساب می آید ( نیکلسون1، 2003 ). پرخاشگری یکی از نشانه های اختلال سلوک به صورت الگوی تکراری و مداوم رفتاری است که در آن حقوق اساسی دیگران ، مقررات یا هنجارهای اجتماعی و اخلاقی عمده ای متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود ( انجمن روان پزشکی آمریکا، 1994 ). این گروه از کودکان ظاهرا مترصد مشاهده ی علایم خصمانه در محیط اجتماعی خود هستند که ترغیب کننده ی آنها به نشان دادن واکنش عملکردی و غیرکلامی است. آنها معمولا اعتقاد دارند که پرخاشگری اعتماد به نفس آنها را بالا برده تصویری مثبت از آنها فراهم می سازد و باعث رنج قربانیان آنها نمی شود ( اسلابی2 و همکاران ،1988 ). غیر از مشکلات شخصی همراه با این رفتارهای پرخاشگرانه انعکاس معنی دار آن درارتباط با قربانیان پرخاشگری نیز بسیار مهم است. درمورد آسیب شناسی این رفتارها تحقیقات متعددی صورت گرفته که همگی دربرگیرنده ی عوامل چند وجهی زیست شناختی ، اجتماعی و روان شناختی است. جریانی که از حدود سال های 1970 به عنوان انقلاب شناختی به وجود آمد بسیاری از اختلال ها را مورد بررسی دقیق قرار داده و راهکارهای شناختی مناسب را برای درمان آنها معرفی نموده است. پرخاشگری و کنترل خشم نیز جزو رفتارهای آسیب زایی است که نهضت شناختی بسیار به آن پرداخته است.
پرخاشگری از مسائل پر اهمیت در دوران نوجوانی است. همه روزه در مدارس نوجوانانی مشاهده می شوند که به علت زد و خورد ، دعوا و رفتارهای پرخاشگرانه تنبیه انضباطی می شوند و با عکس العمل اولیای آن مدارس مواجه می گردند. نوجوانان پرخاشگر معمولا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه ای را که در آن زندگی می کنند زیر پا می گذراند در اغلب موارد والدین و اولیای مدارس با آنها درگیری پیدا می کنند و حرکات آنها گاهی به حدی باعث آزار و اذیت اطرافیان می شود که به اخراج آنها از مدرسه می انجامد. آنچه که باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است اثرات نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین اثر ناخوشایند آن بر حالات درونی و روانی افراد است. عدم مهار رفتار پرخاشگرانه علاوه بر اینکه می تواند باعث ایجاد مشکلات بین فردی و جرم ، بزه و تجاوز به حقوق دیگران شود می تواند درون ریزی شده و باعث انواع مشکلات جسمی درونی و روانی مثل زخم معده ، سردردهای میگرنی ، افسردگی گردد ( الیس، 1998 ) .
لذا این پژوهش ما را بر آن داشت تا با دادن آگاهی به اولیاء و مربیان مدارس با نحوه مقابله مقابله با پرخاشگری و مهارت کنترل خشم در نوجوانان قدم موثری برداریم.

Yoshiyasu Ida, Minori Yuda, Takashi Shimura, Shunsuke Ike, Koji Ohnishi, Hideki Oshima (eds.)