
|
قلمه علفی این قلمهها از شاخههای علفی و در حال رشد بطول 15 - 10سانتیمتر برداشته میشوند و با نگهداری چند برگ جوان ( برگ 3 - 2 ) در بسترهایمناسب مانند شسته پاپیت - پرلیت انجام میشود. شرط موفقیت در قلمههای علفی آلودهنشدن آنها بهامراض قارچیو حفظ رطوبت طبیعی با استفادهازنایلون یاشیشهروی آنها و نیز رساندننور کافی به قلمهها جهتانجامفتوسنتز و تامینمواد غذاییاز طریق فتوسنتز توسط برگهاینگهداری شده میباشد. مانندشمعدانی،داودی،میخکو … قلمه نیمه خشبی در قلمههای نیمه خشبیوجود برگ همیشه ضروری نیست ولی نگه داشتن یک یا دو برگ کامل و یا نصف پهنک جهتریشهزایی کمک میکند. در هر موقع از سال میتوان این نوع قلمه را گرفت ولی اکثرادر اواخر بهار که شرایط برای ریشه دار کردن قلمهها مساعد است. مانند داودی ،ختمی چینی،زیتون ،مرکبات ،برگ نو و … قلمه خشبی زمان برداشت این قلمهها بعداز برگ ریزان و قبل از سبزشدن جوانههای گیاه مادری در زمستان و از شاخههای فصلجاری گرفته میشود ولی این کار نباید دیرتر از وسط زمستان انجام گیرد. در حالیکهقلمه زنی زودتر انجام گیرد، بخاطر وجود خواب در جوانهها مخصوصا در موردگیاهان مناطق سردسیری و معتدله امکان جوانه زنی و ریشه زایی وجود نخواهد داشت. قلمههایخشبی بطول 50 سانتیمتر گرفته میشوند و پس از ضدعفونی باقارچ کشهادر کیسههای نایلونی نسبتا ضخیمبا چند سوراخ در زیر ماسه شسته نگه داری میشوند. مانند قلمه گیری انگور.
قلمه برگ بعضی از گیاهان را از طریققلمه برگ میتوان تکثیر کرد. این نوع گیاهان استعداد تولید جوانهها و ریشههایاتفاقی را در برگهای خود دارند و از این خاصیت استفاده نموده و برگهای آنها را بادمبرگ و پهنک برگ در بستر مرطوب و هوای مرطوب قرار میدهند. مانندبنفشهآفریقایی ،بگونیارکس، سانسوریا. قلمه ریشه بعضی از گیاهان در رویریشههای خود تولید جوانههای اتفاقی مینمایند که با بهره گیری از این خاصیت اقدامبه ازدیاد از طریق قلمه ریشه میگردد. لازم به یادآوری است که کلیه گیاهانی کهاستعداد پاجوش دادن را دارند امکان قلمه ریشه را نیز دارند مانندشقایق. عوامل موثر محیطی در ریشه زایی قلمهها رطوبت: عاملی است که ظهور و رشد ریشههابوجود آن بستگی دارد. تهویه: شرط اساسی تشکیل ریشه در قلمههابوده و این مسئله نقش اکسیژن را در ریشه زایی روشن مینماید. نور شدید و روزهای بلند: به جهت افزایش شدت فتوسنتزی ریشه زایی قلمههارا تحریک میکند. دما: در دمای 25 درجهسانتیگراد تشکیل ریشههای قلمهها تشدید میشود. قندها: قدرت ریشه زایی قلمهها را افزایش میدهد. عنصر B (بر): ریشه زایی قلمهها را تحریک میکند. حالت فیزیولوژیکی قلمهها قلمههای علفی بهتر از قلمههای خشبی ریشهدار میشوند. قدرت ریشهزایی قلمههای تهیه شده از نهال صغیر به مراتب بیشتر از قلمههایتهیه شده از نهال بالغ است. وجود جوانه سالم و دور بودن جوانه از محل ریشهزایی اثر مساعدی در ریشه زاییدارد. آلوده بودن عضو مورد تکثیر بهامراض ویروسیهمواره نتیجه منفی روی ریشهزایی دارد. قلمههایی که از شاخههای نزدیک ریشه گرفته میشوند، استعدادریشهزاییبیشتری دارند. سالم بودن قلمه از نطرسرمازدگیضروری است. ذخایر هیدراتهای کربن و خشبی شدن برای قلمههای خشبی عوامل مساعدی در ریشهزاییاست. اگر در موقع گل دادن گیاه از گیاه قلمه گرفته شود، ریشه زایی آن قلمهها حداقلخواهد بود. روابط هورمونی با ریشه زایی هورمونهای اکسینی ریشهزایی قلمهها را افزایش میدهند. هورمونهای سیتوکینین بر روی ریشه زایی قلمهها اثر منفی دارند. هورمونهای جیبرلینی در ریشه زایی قلمهها اثر منفی دارند. هورمونهای انسانی مانند گونادوتروپین ریشه زایی را در قلمههای شمعدانی و انگورتحریک میکند. دید کلی پیوند در لغت بدین معنی است که طی آن قسمتی از یک گیاه را رویگیاه دیگر طوری قرار می دهند که آندو پس از مدتی با یکدیگر جوش می خورند. به طوریکه گیاه حاصل از اتحاد آنها می تواند به صورت یک گیاه مستقل به رشد و نمو خود ادامهدهد.
|

کتاب ژیل دولوز اثر کلر کولبروک ترجمه رضا سیروان
ژیل دلوز ۱۸ ژانویه ۱۹۲۵ در پاریس به دنیا آمد. در دانشگاه سوربن فلسفه خواند و از سال ۱۸۵۷ به تدریس فلسفه در همین دانشگاه و سپس در دانشگاه لیون و ونسن پرداخت. دلوز از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ بهعنوان پژوهشگر با مرکزی ملی پژوهش اجتماعی همکاری داشت و نشستهای بسیاری با موضوع فلسفه، سینما و موسیقی برگزار کرد. در همین دوران با میشل فوکو آشنا شد و این دوستی تا زمان مرگ فوکو ادامه پیدا کرد. پس از مرگ فوکو، دلوز کتابی با نام «فوکو» منتشر کرد که حاصل مطالعاتش دربارهی آثار او بود. یکی از ویژگیهایی که ژیل دلوز را از بسیاری متفکران همتراز خود متمایز و اندیشههای او را در حوزهی تفکر معاصر پراهمیت میکند توجه خاص او به بازخوانی و بازنگری شالودههای فلسفه و ابداع مفاهیم جدید در این حوزه است. این ویژگی دلوز را بر آن داشت تا در سایهی بازخوانی تاریخ فلسفه به ترتیب آثاری دربارهی هیوم، نیچه، کانت، برگسون و اسپینوزا تألیف کند.

Tan Bee Tin (auth.)

چکیده
پایان نامه حاضردرصدد پاسخگویی به این پرسش است که چگونه و تحت چه شرایطی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)به صورت یک نهاد امنیتی در خاورمیانه حضور نداشته. علی رغم اینکه قدرت های بزرگ این پیمان مانند انگلیس، فرانسه، آلمان و ایالات متحده آمریکا به صورت جداگانه از دیرباز در منطقه حاضر بودند و تحت چه شرایطی اینک ابتدا به صورت خزنده و سپس به صورت فعال زمینه حضور خود را در خاورمیانه و خلیج فارس فراهم نموده اند. تزاین پایان نامه بر اساس مکتب رئالیسم درصدد تایید این ادعا است که در دوران نظام دو قطبی هر یک از قطب ها حوزه تحت نفوذ قطب را دیگر را محترم می شمرد و از دخالت در حوزه رقیب اجتناب داشت اما پس از فروپاشی نظام دو قطبی و خلاء ناشی از حذف اتحاد جماهیر شوروی، رهبری ناتو یعنی ایالات متحده آمریکا ابتدا به صورت یک جانبه و سپس با هماهنگی اعضای ناتو دخالت در کشورهای اروپای شرقی و آسیا و خاورمیانه را آغاز نموده است و در این میا ن خاورمیانه با توجه به اهداف ایالات متحده آمریکا که جلوه های آن در منشور ناتوتبلور یافته است، منطقه ای بسیار حساس از لحاظ موقعیت استراتژیک و ثروتمند از لحاظ منابع معدنی است، به ویژه منابع فسیلی انرژی نفت و گاز. و حضور در منطقه اگر به صورت یکجانبه امکان نداشته باشد به صورت جمعی در چارچوب ناتو شرط لازم برای ادامه نفوذ امریکا در جهان است.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه..........................................................................................................
فصل اول: طرح تحقیق ...................................................................................
مقدمه .........................................................................................................
بررسی تعریف واژگان ومفاهیم کلیدی ....................................................................
منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ....................................................................
بررسی ادبیات موجود........................................................................................
هدف پژوهش................................................................................................
اهمیت موضوع...............................................................................................
سوال اصلی ..................................................................................................
فرضیه اصلی..................................................................................................
محدودیت پژوهش..........................................................................................
رهیافت نظری ...............................................................................................
کاربرد پژوهش ..............................................................................................
جمع بندی ...................................................................................................
فصل دوم: تاریخچه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ...................................................
مقدمه .........................................................................................................
نخستین سالهای ناتو ........................................................................................
دوران جنگ سرد ............................................................................................
دوران پس از جنگ سرد تا 11سپتامبر ...................................................................
دوران پس از 11سپتامبر ...................................................................................
حضور تاریخی اعضاء ناتو درخاورمیانه ...................................................................
پرتغال ........................................................................................................
هلند...........................................................................................................
فرانسه.........................................................................................................
انگلستان.......................................................................................................
آلمان..........................................................................................................
ایالات متحده آمریکا.........................................................................................
جمع بندی ...................................................................................................
فصل سوم: دلایل عدم حضور ناتو درخاورمیانه ......................................................
الف)منافع حیاتی امریکا ...................................................................................
منافع سیاسی .................................................................................................
خطر شوروی سابق و روسیه فعلی ........................................................................
امنیت اسرائیل ................................................................................................
منافع اقتصادی ...............................................................................................
انرژی .........................................................................................................
بازار منطقه برای ایالات متحده آمریکا .....................................................................
اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک خاورمیانه ................................................................
ب)مشکل اجماع داخلی بین اعضای ناتو ................................................................
ج)هزینه حضور مالی و نظامی .............................................................................
د)بد بینی نسبت به فعالیت های ناتو در منطقه ..........................................................
ه)عدم وجود شرایط مورد نظر ناتو در میان کشورهای منطقه ..........................................
ر)توجیه اصل دخالت ......................................................................................
جمع بندی....................................................................................................
فصل چهارم: گسترش ناتو به شرق و اهداف آمریکا .................................................
مقدمه..........................................................................................................
الف)هژمونی آمریکا..........................................................................................
هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی ..........................................................................
هژمونی آمریکا در عرصه اقتصادی ........................................................................
عناصر اصلی هژمونی آمریکا ...............................................................................
ب)آمریکا و گسترش ناتو در اروپا ........................................................................
نقش آمریکا در ناتو و اروپا ................................................................................
دیدگاه های عمده در خصوص آینده ناتو پس از جنگ سرد ...........................................
گسترش عضویت ناتو ......................................................................................
نشست بروکسل، اولین گام گسترش ......................................................................
گسترش عرصه فعالیت ها ..................................................................................
ج)اهداف آمریکا از گسترش ناتو ..........................................................................
امنیت اروپا ...................................................................................................
تسهیل عملیات نظامی ......................................................................................
د)تاثیر 11سپتامبر بر گسترش ناتو ........................................................................
و)گسترش ناتو به شرق ....................................................................................
تروریسم .....................................................................................................
اهداف ناتو در مبارزه با تروریسم ..........................................................................
اشاعه سلاح های کشتار جمعی ............................................................................
د)گسترش کارکردی ناتو ...................................................................................
ه)خاورمیانه، اهداف امریکا و گسترش ناتو ...............................................................
جمع بندی ...................................................................................................
فصل پنجم" زمینه های حضور ناتو در خاورمیانه .....................................................
مقدمه .........................................................................................................
الف)اهمیت خاورمیانه برای ناتو ..........................................................................
ب)حضور ناتو در خاورمیانه ..............................................................................
ج)ماموریت ناتو در خاورمیانه ............................................................................
ماموریت ناتو در عراق ......................................................................................
د)ناتو در خلیج فارس ......................................................................................
و)ناتو در لیبی ...............................................................................................
معمر قذافی...................................................................................................
شروع بحران..................................................................................................
ورود ناتو ....................................................................................................
امکانات و هزینه های نظامی................................................................................
پایان بحران لیبی .............................................................................................
ر)ناتو در سوریه ............................................................................................
جمع بندی ...................................................................................................
نتیجه گیری پژوهش ........................................................................................
فهرست منابع ................................................................................................
پیوست ها ....................................................................................................
نقشه ناتو .....................................................................................................
منشور ناتو....................................................................................................
مقدمه
پژوهش حاضر درصدد بررسی عدم حضور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در خاورمیانه بوده و لیکن زمینه های حاضر این سازمان را ابتدا بصورت خزنده و سپس به صورت بالفعل وعده می دهند.
سطح تحلیل این پژوهش، کلان (System level) و زیر کلان یا منطقه ای Sub system) )می باشد. اگر چه اعضاء قدرتمند این سازمان مانند انگلستان فرانسه، آلمان و آیالات متحده امریکا در دو قرن گذشته هر یک در پی اهداف و منافع خود در منطقه خاورمیانه حضور داشته اند و حتی با یکدیگر تضاد منافع در رقابت داشته اند لیکن پس از تشکیل ناتو به صورت یک سازمان امنیتی هرگز به خاورمیانه کشیده نشدند. ناتو درنظام دو قطبی متولد می شود و رهبران دو قطب یعنی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر یک به بخشی از خاورمیانه تسلط پیدا می کند و هر دو ابر قدرت حوزه استحفاظی رقیب را محترم شمرده و نیازی به ورود ناتو یا سازمان رقیب آن ورشو نمی بیند. لیکن پس از فروپاشی نظام دو قطبی و پیدایش خلاء قدرت در مناطق تحت نفوذ شوروی امریکا حتی الامکان صورت یک جانبه و یا در غیاب مشروعیت یک جانبه گرایی ناتو را به عنوان ابزار برای نیل به اهداف خود ابتدا به صورذت محدود و بالقوه و سپس به صورت بالفعل به منطقه وارد می نماید.
جهت بررسی تایید این ادعا پایان نامه در پنج فصل طراحی شده است:
فصل اول پس از طرح واژگان و مفاهیم کلیدی به سازماندهی پژوهش اختصاص دارد که پس از مقدمه ای کوتاه به بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی می پردازد. یک مطالعه افقی از ادبیات موجود ارائه شده و در آن غیاب مطالب مربوط به خاورمیانه خاطر نشان می گردد و این خود نوآوری پژوهش حاضر را نشان می دهد که هیچیک از آثار فوق الذکر به آن نپرداخته اند. لذا اهداف و اهمیت موضوع ارائه می شود که بواسطه آن سوال اصلی و فرضیه اصلی مطرح می گردد. پژوهش حاضر مانند هر تحقیق دیگر دارای محدودیت بوده و آن نیز بیان می گردد. در رهیافت نظری به مکتب های رئالیسم، لیبرالیسم و اجمالاً به سازه انگاری توجه شده اما رئالیسم به عنوان نظریه مناسب جهت توصیف (Description)؛ توجیه (Explanation) و پیش بینی (Prediction) برگزیده می شود در نهایت جنبه های کاربردی تحقیق در نهادهای جمهوری اسلامی ایران ارائه می گردد و فصل با یک جمع بندی کوتاه خاتمه می یابد.
فصل دوم تاریخچه ناتو رادر سالهای نخستین، دوران جنگ سرد، تحولات پس از فروپاشی نظام دو قطبی و سپس آثار حادثه 11 سپتامبر 2001، حضور تاریخی اعضاء ناتو مانند پرتغال، هلند، فرانسه، انگلستان، آلمان و ایالات متحده امریکا ارائه شده و سپس یک نتیجه گیری مختصر تنظیم می گردد.
فصل سوم به دلایل عدم حضور ناتو در منطقه خاورمیانه توجه داشته و منافع آمریکا را در حمایت از اسرائیل، پیش گیری از نفوذ اتحاد شوروی ،دسترسی به منابع انرژی، تجارت با منطقه خاورمیانه، اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک ان از یک طرف و از طرف دیگر عدم اجماع در داخل ناتو، هزینه های مالی و نظامی توضیح داده می شود و حساسیت منطقه نسبت به بیگانگان و نیز عدم شرایط مورد نظر در میان کشورهای خاورمیانه جهت الحاق به ناتو و نیز غیاب یک دلیل موجه برای توجیه اصل دخالت از موارد مهم برای ایجاد منافع بر سر راه ناتو جهت ورود به خاورمیانه بوده است.و در پایان فصل یک جمع بندی مختصر ارائه می گردد.
فصل چهارم گسترش خزنده ناتو به شرق مورد نظر بوده و هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی، اقتصادی بررسی می شود و نشان داده می شود که چگونه آمریکا ابتدا ناتو را به اروپای شرقی وارد می نماید و دراین رهگذر با نشست های بروکسل و مادرید عرصه فعالیت های خود در شرق را نهادینه می نماید. حادثه 11 سپتامبر 2001 باعث می گردد امریکا اصل دخالت را در هر چهار زمینه ادعائی سازماندهی کند یعنی:
الف) حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه و دموکراسی
ب) اشاعه سلاح های کشتار جمعی و سلاح های هسته ای
ج) تروریسم به ویژه تروریسم دولتی
د) جنگ داخلی
مضافاً در خصوص خاورمیانه، مخالغت کشورهای مسلمان مانند ایران با صلح و خاورمیانه را بر چهار زمینه فوق افزون می نماید. در خاتمه یک جمع بندی کوتاه ارائه می شود.
فصل پنجم به زمینه های حضور بالفعل ناتو در خاورمیانه می پردازد و نشان داده می شود که این سازمان موقعیت تک تک کشورهای خاورمیانه را چگونه می پندارند. حضور اعضاء مهم ناتو مانند امریکا و انگلستان در عراق، لیبی و تعامل آن با بحران سوریه بررسی می شود و سپس یک نتیجه گیری کوتاه ارائه گردد. پایان نامه با یک نتیجه گیری کلی خاتمه یافته و سپس فهرست منابع، پیوست ها، نقشه ناتو و منشور این سازمان به صورت پیوست الحاق می گردد.
فصل اول
طرح پژوهش
مقدمه فصل اول
درفصل حاضر منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تجزیه، تحلیل و تفسیر می شود. منشور هر معاهده حاوی اصول، هنجارها و قواعد و رویه های تصمیم گیری آن معاهده می باشد. از این رو چهارده ماده منشور ابتدا بررسی می شود و سپس رهیافت رئالیست ها و لیبرال ها را در رابطه با فلسفه وجودی ناتو، میزان همکاری دامنه همکاری اعضاء ناتو در اروپا و نیز در رابطه با اهداف سازمان ملل متحد مد نظر قرار می گیرد و سپس یک جمع بندی در نه محور ارائه می گردد. در ادامه فصل ادبیات موجود که توسط صاحب نظران ناتو تولید شده است مورد بررسی قرار می گیرد. این فصل سپس به هدف پژوهش، اهمیت موضوع، مسئولان اصلی، فرضیه اصلی، محدودیت پژوهش، رهیافت نظری، تعریف واژگان، مفاهیم کلیدی وکاربرد پژوهش می پردازد.
تعریف واژگان و مفاهیم کلیدی
خاورمیانه: خاورمیانه منطقه ای است که سرزمین های میان دریای مدیترانه وخلیج فارس را شامل می شود. خاورمیانه بخشی از آفریقا-اوراسیا و آفریقای شمالی شمرده می شود. زبان های اصلی این منطقه فارسی،عربی،ترکی،کردی،عبری و آسوری است. کشورهای ایران،عراق، مصر، سوریه، بحرین، الجزایر، افغانستان، اسرائیل، اردن، کویت، لبنان، لیبی، مراکش، عمان، قطر، عربستان سعودی، سودان، تونس، ترکیه، امارات و یمن کشورهای عضو این منطقه محسوب می گردندThe Middle East an) North Africa،1984).
ناتو: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(North Atlantic Treaty Organization)در 4 آوریل 1949 با مشارکت 12 کشور ایالات متحده امریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ، ایسلند و پرتغال در واشنگتن به امضا رسید. این پیمان یک پیمان دفاعی-نظامی محسوب می شود که در دوره جنگ سرد بر علیه تهدید شوروی منعقد شد (عسگرخانی،1383:140).
منطقه: بنا به تعریف شورای اتحادیه اروپا منطقه به معنای سرزمینی است متجانس،از لحاظ وسعت و حدود و ثغور بالنسبه متوسط که بتوان آن را از لحاظ جغرافیایی مشخص نمود (Amayesh،2010 ).
امنیت: تعریف امنیت در قانون نبود تهدید است.در گذشته های دور امنیت فقط به معنی نبود تهدید نظامی تلقی می شد.ولی امروزه مولفه های امنیت زیاد شده وتمامی ابعاد سیاسی،فرهنگی،اجتماعی واقتصادی را شامل می شود ویا به عبارت دیگر، توان یک ملت یا یک فرد در حفظ ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی را امنیت می گویند(Babai،1390).
بازدارندگی: بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشگیری از اقدام خصمانه دشمن صورت می گیرد. دکترین بازدارندگی پس از جنگ جهانه دوم و در دوران جنگ سرد برای تعادل و توازن اتمی بین دو ابرقدرت آمریکا وشوروی و ممانعت از جنگ هسته ای طرح ریزی شد(Bashgah،2010 ).
جنگ سرد:اصطلاحی است که به دوره ای از تنش ها،کشمکش ها و رقابت ها در روابط ایالات متحده امریکا ، شوروی و هم پیمانان آنها در طول دهه های 1940 تا 1990 اطلاق می شود(Wikipedia،2011 ).
موازنه قدرت:زمانی که تعداد کثیری ازملل با میزان مختلف از قدرت با یکدیگر متحد شوند به طوریکه هیچ ملتی به تنهایی یا گروهی از ملل به آن اندازه قوی نشوند که بتوانند سایرین را ببلعند.زیرا قدرت این ملل را قدرت گروه مخالف موازنه داده است(سیف زاده،1383: 56).
اقتصاد سیاسی:به معنای بررسی مسایلی که مورد علاقه علم سیاست و علم اقتصاد هر دو هست. اقتصاد سیاسی در پی فهم روابط متقابل میان نیروهای سیاسی و اقتصادی و تاثیر آن روابط بر تشکیل سیاست های اقتصادی است،همچنین اثیر وضع اقتصادی بر حکومت های منتخب مردم در این شاخه بررسی می شود( Magiran،1390 ).
آینده: بعدی از هستی است که در فراسوی لحظه حال گسترش می یابد و هم چون اصلی در انجام اقدامات در نظر گرفته می شود. این مفهوم برخورداری از طرح،اهداف،نیات،غایات و مفاهیم را برای انسان به همراه می اورد( Policyanalysis،2011 ).
دلیل: دلیل از ریشه دل به معنی "هر چیزی که شخصی را به سوی آن راهنمایی کند" می باشد و در لغت به معنای برهان،حجت،جهت،راهنما،سبب،طریق و نشانه آمده است.
بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی:
منشورسازمان پیمان آتلانتیک شمالی در 4آوریل1949 تنظیم گردید و دارای 14 ماده و یک مقدمه کوتاه استکه در آن به اصول و اهداف این سازمان میپردازد. این معاهده برای تحقق بخشیدن به اصول و اهداف منشور سازمان ملل متحد تکیه نموده و آن را از اهداف اولیه خود میداند. بنابراین خود را بازوی صلح و امنیت سازمان ملل متحد تلقی مینماید. در ادامه یعنی در پاراگراف دوم منشور به اهداف ثانوی یعنی ارتقاء حقوق بشر، دموکراسی و حقوق فردی است می پردازد که از اهداف دیگر منشور سازمان ملل است ، هدف سوم آن ارتقاء ثبات و امنیت منطقه آتلانتیک شمالی میباشد و بالاخره این سازمان خود را به عنوان یک رژیم امنیت دستهجمعی برای صلح و امنیت تلقی میکند.
این معاهده در ماده اول خود همانند منشور سازمان ملل متحد حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات را مقرر میدارد و این امر قبل از هرگونه اعمال زور توصیه میگردد.
در ماده دوم میل به صلح و امنیت بینالمللی را از طریق تقویت نهادهای آزاد توصیه مینماید. مضافاً در همین ماده با دیدگاه کارکردگرایی سیاستهای اقتصادی بینالملل را جهت توسعه همکاری پیشنهاد مینماید همانطوری که در مکتب لیبرالیسم اقتصادی توصیه شده است. این سازمان معتقد است تعامل اقتصادی در سطح نظام بینالملل باعث همکاری شده و این همکاری به بخش صلح و امنیت بینالمللی سرایت خواهد کرد.
در ماده سوم جهت جلوگیری از منازعات مسلحانه به دکترین خودیاری موثر و کمکهای دو جانبه و ابتکارات شخصی تکیه میکند.
در ماده چهارم به اصل مشورت در درون سازمان میپردازد و طرفهای معاهده و هر آنگاه که احساس کنند قلمرو خاکی آنها، استقلال سیاسی و امنیتشان تهدید شده بایستی با یکدیگر مشورت نمایند.
در ماده پنجم مهمترین اصل امنیتی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مطرح میگردد این اصل عبارت است از دکترین All against one . یعنی هر گاه حملهای مسلحانه به یکی از اعضای این سازمان در اروپا یا امریکای شمالی صورت گیرد این حمله میبایستی به مصابه حمله به سایر اعضا تلقی شود و همگی درصدد رفع متجاوز برآیند. هر یک از اعضا موظف میشود هر اقدامی را که لازم میداند از جمله استفاده از نیروهای مسلح برای برقراری امنیت در منطقه آتلانتیک شمالی اسنجام دهد.این اقدام میبایستی به شورای امنیت سازمان ملل گزارش شود چرا که این اقدام مطابق ماده51 منشور سازمان ملل متحد اعمال میگردد. این اقدامات زمانی خاتمه مییابد که شورای امنیت اقداماتی را برای برقراری صلح و امنیت بینالمللی انجام داده باشد.
ماده ششم،دامنه ماده5را روشن مینماید. مطابق تعریف این ماده حمله به یک یا اعضای بیشتری از طرفهای معاهده شامل حمله به قلمرو خاکی طرفها در اروپا یا آمریکای شمالی یا مناطق تحتالحمایه فرانسه در الجزایر یا اشغال نیروهای طرفین در اروپا یا در جزایری که در حوزه صلاحیت هر یک از طرفین در آتلانتیک شمالی و یا شمال مداررأس سرطان است و یا حمله به کشتیها یا هواپیماهای هر یک حمله به تمام اعضا تلقیمی شود.
ماده هفتم مقرر میدارد که این معاهده نباید به نحوی تفسیر شود که با حقوق و تعهدات مندرج در منشور سازمان ملل متحد منافات داشته باشد.
ماده هشتم طرفهای این معاهده را مکلف مینماید که هیچگونه تعاملات بینالمللی با طرفهای دیگر که به نحوی با مقررات این معاهده در تضاد باشد وجود نداشته و متعهد میشود هیچگونه تعامل بینالمللی را که با این معاهده منافات داشته باشد در آینده منعقد ننماید.
ماده نهم تشکیل شورایی را مقرر میدارد که به موجب آن معاهده بتواند به اجرا درآید. شورا میتواند هر زمانی با قید فوریت تشکیل شود و میتواند ارگانهای فرعی خود را مانند کمیته دفاعی برای اجرای ماده 3 و 5 تشکیل دهد.
ماده دهم عضویت کشورهای دیگر اروپایی را پیشبینی مینماید و مقرر میدارد طرفها با توافق آراء میتوانند سایر کشورهای اروپایی را دعوت نمایند تا به این معاهده بپیوندد و آن کشور متقاضی میبایستی اسناد الحاق خود را به دولت ایالات متحده آمریکا تسلیم نماید.دولت ایالات متحده آمریکا به تکتک طرفهای معاهده اطلاع میدهدد که این قبیل اسناد الحاق به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی سپرده شده است.
ماده یازدهم تصویب معاهده را مقرر مینماید، که به موجب آن هر کشور عضو جدید میبایستی پس از امضا آن رابه تصویب مجلس زیربط مطابق قوانین اساسی آن کشور برساند و سند تصویب شده میبایستی به دولت ایالات متحده تحویل داده شود تا آن کشور به سایر اعضا اطلاع دهد. به محض تصویب از ناحیه اکثریت امضاکنندگان از جمله تصویب بلژیک، کانادا، فرانسه، لوکزامبورگ، هلند، انگلیس و ایالات متحده آمریکا معاهده نافض میگردد.
ماده دوازدهم بازنگری معاهده را پس از 10 سال و یا در هر زمانی پس از آن پیشبینی مینماید این بازنگری با توجه به فاکتورهایی خواهد بود که صلح و امنیت در منطقه آتلانتیک شمالی تأثیر خواهد گذاشت. منجمله توسعه ترتیبات بین المللی و منطقهای به موجب منشور سازمان ملل متحد که برای حفظ صلح و امنیت بینالملل لازم باشد.
ماده سیزدهم خروج از معاهده را پیشبینی میکند و مقرر میدارد پس از اینکه معاهده 2 سال از اجرایش گذشت هر طرفی میتواند پس از ابلاغ یک ساله به دولت ایالات متحده آمریکا از معاهده خارج شود که آمریکا بایستی به کلیه اعضاء اطلاع دهد.
ماده چهاردهم زبان حاکم بر معاهده را اشعار میدارد و میگوید این معاهده به دو زبان انگلیسی و فرانسه نوشته شده که هر دو دارای یک اعتبار است و میبایستی در آرشیو ایالات متحده آمریکا باقی بماند و نسخههای تأیید شده آن توسط آمریکا به سایر اعضا ارسال خواهد شد(491-494:1984 INIS. L.CLAUDE)
چنین برمیآید که منشور سازمان ملل دارای ماهیت منطقهای (اروپا، آمریکای شمالی) و نیز با توجه به مأموریت اعلامی خود در جهت اجرای اهداف سازمان ملل دارای ماهیت بینالمللی میباشد، ناتو در خصوص مأموریت اول خود هنوز به طور کامل موفق نبوده است ،یعنی کاملاً کلیه کشورهای اروپایی را در بحث inclusion یعنی الحاق کلیه اعضای اروپایی به معاهده وارد نکرده است، به عنوان مثال صربستان و روسیه هنوز به آن ملحق نشدهاند، از طرف دیگر توسعه اهداف مندرج در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بر اساس اصل مساوات نبوده و به طور یکسان از امکانات ناتو استفاده نشده است.
به عنوان مثال همکاریهای اقتصادی که در منشور این سازمان پیشبینی شده است، به میزان تدابیر امنیتی و نظامی پررنگ نبوده و همکاریها در زمینههای امنیتی بیشتر بوده است که آن نیز در عمل با رهبری ایالات متحده آمریکا و با هزینه خاص آن کشور صورت گرفته است. برخی از اعضای سازمان ناتو صرفاً مشارکت سمبلیک در درگیریهای مسلحانه داشتهاند و غالباً آمریکا و بعضاً انگلیس در انها شرکت داشتهاند.
از آنجا که همکاریهای اقتصادی و امنیتی نمیتوانند جدا از فاکتورهای قومی، ملی، زبانی و نژادی باشند لذا پارامترهای هویتی و فرهنگی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی پیشبینی شده و ابزارهای لازم برای انسجام این معاهده از بعد هویتی وجوددارد. این خود به نوعی نطقه انقراض ناتو را پیشبینی مینماید و این تهدید علاوه بر فلسفه وجودی ناتو است که رئالیستها بر آن تکیه دارند، رئالیستها معتقدند چون دشمن ناتو از بین رفته ناتو خواهد مُرد. بنابه گفته دیوید هگلند همانطوریکه آب را از گیاه بگیرید خشک میشود،اگر دشمن کسی را از او بگیرید او خواهد مرد. بنابراین عدم توجه به پارامترهای هویتی و فرهنگی از یک طرف که دربرگیرنده قومیت، ملیت، زبان، نژاد، مذهب میباشد و از طرف دیگر نبود دشمن، تهدید جدّی علیه این سازمان است .این نکته را نویسندگانی چون کِنت و والتز کراراً تکرار کردهاند که نه روزها بلکه سا لهای ناتو شمرده میشود. اما در مقابل آن لیبرا لها معتقدند دستور کار سازمان ناتو عوض شده است و ناتو در عملیات مختلف از جمله تروریسم،جنگهای داخلی، نقض حقوق بشر، بلاهای آسمانی و طبیعی، مسایل زیست محیطی، فقر و بیماری مشارکت خواهد کرد و همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد. ولی در مقابل رئالیستها این دستور کار را انکار نموده و برای بقای حیات ناتو بسنده نمیدانند به این منظور بررسی و مرور ادبیات تولید شده در رابطه با ناتو به شرح زیر میباشد.
بررسی ادبیات موجود
در یک جمعبندی اجمالی از از ادبیات مربوط به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مقدمتا موارد زیر استنتاج میشود:
1-ناتو باتوجه به تضادهای نهفتهای در منشور آن محکوم به تغییر است که در این رهگذر میتوان به پذیرش اعضای جدید و حذف اعضای قاره اروپا اشاره نمود.
2-ناتو با توجه به منازعات و منافع متضاداعضای آن به ویژه در رابطه با رهبری آن در جنوب اروپا یعنی فرانسه و بلژیک از یک طرف و ایالات متحده و بریتانیا از طرف دیگر محکوم به تحول و تغییر است.
3-گسترش فزاینده فناوری و دستیابی کشورهای مختلف به تکنولوژی مدرن، ناتو را ناگزیر مینماید که در استراتژیهای بازدارندگی آن به ویژه در رابطه با تسلیحات هستهای و سلاحهای هستهای تاکتیکی دچار تغییر و تحول گردد.
4-در غیاب دشمن بالفغل و بالقوه و حذف پیمان ورشو فلسفه وجودی ناتو زیر سوال رفته است.
5-ناتو درصدد خواهد بود دستور کار جدیدی برای استراتژی بقای خود پیدا کند از آن جمله مبارزه با تروریسم، خشونتهای قومی, جنگهای داخلی، بلاهای آسمانی و تهدیدهای طبیعی، اما اینکه آیا در دراز مدت این موارد بتواند ناتو را زنده نگه دارد جای تامل است.
6-ناتو با تحلیل رفتن قدرت اقتصادی آمریکا به لحاظ تامین هزینه دچار مشکل خواهد شد و به صورت انحطاطی رو به زوال خواهد رفت و اقتصاد سیاسی موجود ناتو دال بر این روند انحطاطی است.
7-با جهانی شدن امنیت و آرزوی دیرینه جامعه جهانی مبنی بر رژیم امنیت دسته جمعی از یک طرف و تلاش جهانیان برای حکمران جهانی از طرف دیگر باعث میشود ناتو یکی از دو راه را برگزیند:
الف-به عنوان بازوی اجرایی سازمان ملل که منشور آن مدعی آن است به عنوان یک رژیم امنیت دسته جمعی وارد عمل بشود.
ب-تلاش برای تحقق بخشیدن به مورد الف موفقیت آمیز نبوده و ناتو به صورت کلی (Redundant) یعنی زائد تلقی شده و به جای آن یک رژیم امنیت دسته جمعی که مورد قبول جامعه جهانی باشد حتی به شکل ضعیف تشکیل گردد.
8-با توجه به شکلگیری و تدوین کنوانسیونها، معاهدات، پروتکلها، تفاهم نامهها، موافقتنامهها اعم از دو جانبه یا چند جانبه در رابطه با رژیمهای بینالمللی خلع سلاح و کنترل تسلیحات که به هر حال به عنوان عامل بازدارنده و تحدید کننده ابزارهای نظامی میباشند ناتو ناگزیر است در پرتو یک سلسله اصول (اهداف)، هنجارها (رفتار)، قواعد و رویههای تصمیمگیری عمل نموده و به صورت افسار گسیخته نتواند عمل نماید و از این رو دامنه و حوزه عملیاتی آن محدود خواهد شد و این خود دگرگونی و تحول در ناتو را به ارمغان خواهد آورد.
9-خیزش گرایشات فرهنگی و هویتی در میان جوامع جهانی که بر ارزشهای بومی خود تکیه دارند در کنار فاکتورهای اقتصادی که آنان نیز براساس رشد بومی جدید مبتنی بر فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، مذهب، زبان و نژاد خواهد بود، به صورت فزاینده فضایی را ایجاد میکند که در آن ارزشهای یک جانبه انگلو – امریکن که به واسطه ناتو اعمال میگردد رو به ضعف رفته و ناتو رفته رفته از ناحیه اعضای خود و سپس فرهنگ و هویت جامعه جهانی دچار دگرگونی و تحول گردد.
نویسندگان امریکایی از جنگ جهانی دوم به بعد همواره بر رهبری دنیا (leadership) توسط امریکا تاکید کردند که این ادبیات به دو مکتب افول گرایان و احیاگران تقسیم میشد که از جمله میتوان به نوشتههای راست و هانتینگتون در میان احیاگران اشاره کرد. و به نویسندگانی چون رابرت گیلن در میان افولگرایان. قالبا این ادبیات بر قدرت اقتصادی امریکا توجه میکرد که در همین رابطه نظریههای حمایتی (suportership) با نقش حمایتی ژاپن و آلمان برای کمک به ادامه سیطره آمریکا تاکید میشد. اما عدهای نیز رهبری دنیا را نه به واسطه قدرت امریکا بلکه قدرت ناتو تلقی کردهاند.
به عنوان مثال دیوید کلیو (David P.Calleo) در کتاب Beyond American Hegemony The Future of Western Alliance چنین مینویسد که: اولا سیاست خارجی آمریکا بدانگونه که توسط لیبرالها و محافظهکارغان اعمال شده است کاملا شکست خورده و هیچگونه آلترناتیو دیگری برای ترمیم سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد. از این پس رهبری دنیا نه به واسطه ایالات متحده آمریکا، بلکه به واسطه ناتو آن هم به صورت انحطاطی ادامه خواهد یافت.
کتاب به سه بخش تقسیم میشود در بخش نخست ماهیت سازمان ناتو در رابطه با سیاست خارجی آمریکا و نظام جهانی مطالعه میشود در بخش دوم مشکلات این اتحادیه از سال 1948 بررسی میشود که دوران جان اف کندی. جرالد فورد، کارتر و ریگان را پوشش میدهد در همین بخش اقتصاد جهانی در رابطه با ناتو مطالعه شده و کسری بودجه آمریکا در رابطه با استراتژیهای جغرافیایی سیاسی مطالعه میشود در این بخش نشان داده میشود که آمریکا و ناتو با مشکلات اقتصادی عمدهای مواجه شده است. در بخش سوم از یک طرف اتحاد امریکا و بریتانیا مد نظر قرار میگیرد و از طرف دیگر همکاری فرانسه با آلمان و نقش روسیه که نشان میدهند که جامعه جهانی و امنیت آن کثرتگرا شده و آمریکا نمیتواند به تنهایی ناتو را هدایت کند در نبود این توانایی آینده ناتو نیز در خطر است . (1987- Calleo)
دیوید هگلند (David G. Haglund) در کتاب PonderingNATo’sNuclearoptions : Gambits for a post – Weastphalian Worldبه گزینههای هستهای ناتو میپردازد در این مجموعه که نویسندگان مختلف فصول این کتاب را نوشتهاند به صورت 4 بخش و 8 فصل گزینهای هستهای ارائه گردیده است. در فصل اول نیل مک فارلن سیاستهای هستهای ناتو را در چارچوب منافع ملی تعریف میکند او میگوید دوران پسا وستفالی گذر از هابز به کانت است و ما نباید منافع ملی را با گزینهای هستهای گره بزنیم. علیرغم این که هابز وحدت اروپا و جهانی شدن و جامعه مدنی را دردنیا مطرح کرده است لیکن به نظر مک فارلن بسیارساده لوحانه است که بگوییم دوران وستفالی به سر رسیده است، به نظر وی بازدارندگی و منطق آن هنوز حاکم است و حتی بازدارندگی متعارف کمتر از بازدارندگی هستهای نمیباشد.
در فصل دوم پیتر اشمیت و استفن دواشپیلگر مسئله هستهای را در اروپای پسا وستفالی مطالعه میکند وی میپرسد اگر روزی روسیه فرایند هستهای شدن اروپا را فی نفسه منفی تلقی نکند درصدد خواهد بود به اروپا ملحق شود،اما آیا اروپا به روسیه اجازه خواهد داد که وی نیز وارد ناتو شود؟ این امری است بعید.
فصل سوم به سلاحهای هستهای و استراتژی کلان آمریکا تعلق دارد که توسط مایکل ماستاندونو نوشته شده است، وی به بازدارندگی ممتد امریکا اشاره میکند او میگوید دوران وستفالی به سرنرسیده و همانند رابرت گیلپن در کتاب War and Change in World Politicsاستدلال میکند که آنچه در دنیا اتفاق افتاده تغییر سیستمیک است و نه تغییر سیستمی، به عبارت دیگر منطق نظام بینالملل تغییر نیافته است و سلاحهای هستهای و بازدارندگی کلان آمریکا خدشهدار نشده است. گر چه معتقد نیست که نظم تک قطبی برای ابد برقرار باشد اما استدلال میکند که استراتژی کلان آمریکا تا مدتی ادامه خواهد داشت.
در فصل چهارم الیور ترنرت خود را با این سوال سرگرم میکند که آیا سلاحهای هستهای مانع جنگهای میکروبی خواهد شد؟ او در پاسخ میگوید از این نظر دوران وستفالی به سر رسیده است که در قرن 21 ام تهدیدها میکروبی و شیمیایی هستند و سلاحهای هستهای قادر نخواهند بود بازدارندگی ایجاد نمایند.
در فصل پنجم جوزف ژاکل و جول سکولوسکی از تجربه هستهای کانادا سخن میگویند، کانادا به صورت بالفعل از زمان جنگ سرد تاکنون به عنوان هم پیمان آمریکا درگیر سلاحهای هستهای ایالات متحده بوده است. این مشارکت بخصوص درMutual AshuredDistruction (MAD)یعنی تضمین تخریب دو جانبه با تخریب تضمیمی دو جانبه توسط اوتاوا انجام گرفت. گر چه در ظاهر این کشور سیاستهای ضد هستهای را شعار میداد.
در فصل ششم امید یا یاس کانادا را در کنترل تسلیحات هستهای بیان میدارد دراین فصل میشل فورتمن و دیوید هگلند استدلال میکنند که مردم کانادا خواهان سیاستهای ضدهستهای هستند اما در عمل دولت کانادا سیاستهای هستهای را دنبال میکند، به عنوان مثال اوتاوا در گزارشی که مجلس آن در رابطه با سیاستهای هستهای تصویب کرد، از ناتو نمیخواهد که استفاده از سلاحهای هستهای در ضربه اول را انکار نماید. فقط از ناتو میخواهد که در سیاستهای هستهایاش تجدید نظر کند.
در فصل هفتم سیاستهای هستهای فرانسه توسط پاسکال بنیفیس اعمال شده است، او میگوید تغییراتی که در گذشته در سیاستهای هستهای فرانسه به وجود آمده بود فرانسه را محدود میساخت اما با پایان یافتن جنگ سرد فرانسه از انزوا خارج شده است و در نتیجه خود را به کشورهای دیگر نزدیکتر ساخته و در قلمرو هستهای فعالتر خواهد بود، در تایید گفتههای پاسکال و بنیفیس باید افزود که هم اکنون فرانسه به نسل سوم سلاحهای هستهای دست یافته است و سارکوزی نیز مجدانه برنامههای هستهای این کشور را پیگیری نموده و اظهار داشت است که در برابر تهدیدهای موشکی ایران میبایستی سلاحهای هستهای فرانسه مدرنیزه شود.
در فصل هشتم استفن پلینجر آینده برنامههای هستهای بریتانیا را مورد بررسی قرار میدهد او میگوید سیاستهای هستهای بریتانیا شباهت زیادی به فرانسه دارد گویی به موازات آنها حرکت میکند. در عین حال بریتانیا سلاحهای هستهای را به عنوان آخرین سلاح در زمانیکه منافع حیاتی کشورش به خطر بیفتد اعمال خواهد کرد. برخلاف فرانسه اما مانند کانادا، بریتانیا نیز ظاهرا سیاستهای ضد هستهای را دنیال میکند اما در عمل فاصله زیادی با این آرمانگرایی دارد(1999- Haglund).
فصول مختلف این کتاب حاکی از آن است که سلاحهای هستهای علی رغم تغییر و تحولات موجود در نظام بین اللملل از جمله جهانی شدن، جامعه مدنی و دوران پسا وستفالی دیگر مانند زمان جنگ سرد کارایی ندارد، لیکن ناتو برای ایجاد بازدارندگی ممتد به ویژه توسط اعضای سنتی آن مانند امریکا، فرانسه و بریتانیا در عمل هم چنان به بازدارندگی تکیه خواهد کرد و سیاستهای اعلامی با سیاستهای اعمالی آنها فرق دارد. در حالیکه برای جذب افکار عمومی سخن از سیاستهای ضد هستهای است در عمل اعضای ناتو و لابراتوار کشورهای عضو هم چنان به تلاشهای خود جهت بازسازی برنامههای هستهای ادامه خواهند کرد. بنابراین بازدارندگی هستهای جزء گزینههای جدی ناتو برای برقراری صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی خواهد بود.
کتاب The France – USLeadershiprace– Closely Watched Alliesبا ویرایشDavidG.Haglundاثر دیگری است که به ادبیات ناتو به ویژه درخصوص رابطه فرانسه و ایالات متحده امریکا اختصاص یافته است.
هگلند در فصل اول تحت عنوان Feuding Hillbillies Of The Westبه ریشههای منازعات فرانسه و امریکا در امنیت بینالمللی نگاه میکند. وی سعی دارد رهیافت نظری رئالیسم را برای روابط فرانسه و امریکا اعمال نماید به ویژه به رئالیسم نئوکلاسیک اشاره مینماید که بعدا نگارنده این پایان نامه در بخش رهیافت نظری به آن اشاره خواهد کرد. با تکیه بر رئالیسم نئوکلاسیک بر ابعاد Power (قدرت) و Culture (فرهنگ) استناد مینماید. نویسنده 3 ویژگی فرهنگی را مورد بررسی قرار میدهد این سه ویژگی عبارتند از فراگیری تاریخی یا Historical Learning، ویژگیهای نژادی Ethnicityو ویژگی ملی. پس از بررسی این روابط به خصومتهای دو کشور که در بستر روابط استراتژیک آنها مشاهده میشود برمیگردد و لذا رقابت و منازعه بین امریکا و فرانسه را غالب، و دوستی یا همکاری بین دو کشور را مغلوب میشمارد. و از این نظر آینده روابط در کشور را در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در نقاط مختلف جهان مکدر میبیند.
BeatriceHeuserدر فصل دوم کتاب تحت عنوان of Sibiling Rivalry and Lovers Spurnedروابط فرانسه و امریکا در طی دو قرن گذشته را بررسی مینماید و برخلاف هگلند به نقاط اشتراک دو کشور تاکید مینماید و فصل مشترک دو کشور را در ایدهآلها و ارزشهای جهانی دو کشور میداند. به نظر هر دو ملت آنها وظیفه و ماموریت تمدنزا در جهان دارند.(Civilizing Mission)
لیکن نویسنده به دنبال این نقاط اشتراک که نهفته درآرمانهای ملی دو کشور است به رقابت برمی گردد ومی گوید همین ایدئولوژی که هردو در دنیا بر ان اهداف تبلیغ کرده اندباعث رقابت ایدئولوژیک بین آنها شده است این رقابت ایدئولوژیک را به خصوص در دوران ژنرال دوگل با ایالات متحده امریکا به خوبی میبینیم.
Hance- Georgehrhartدر فصل سوم تحت عنوان Change ByRapprochmentبازگشت فرانسه به این سازمان را مورد بررسی قرار میدهد او آمریکا را به عنوان Hyper Power تلقی میکند و میگوید فرانسه پس از فراگیری از دوران دوگل به اتحادیه بازگشته است. وی میگوید تاکید دوگل بر حاکمیت اروپا به رهبری فرانسه جای خود را به استراتژی بزرگ فرانسه در سطح جهانی داده است و این استراتژی بزرگ را در عیاق شدن با سازمان ناتو میپندارد. او میگوید گر چه غرایز قدیمی به سختی میمیرند.لیکن فرانسه آهسته آهسته برای برقراری تعادل قدرت آمریکا در ناتو به این سازمان بازگشته است .اما نتیجه میگیرد که جدال با Hyper Power که برحسب اتفاق شریک استراتژیک خود نیز میباشد مسئلهای نیست که در کوتاه مدت پایان یابد.
در فصل چهارم کتاب تحت عنوانA Model ally? ،Michel Fortmann andHeleneviauبه تغییر در سیاست خارجی فرانسه معتقدند و میگویند همانطروری که بحران کوزوو نشان داد فرانسه نگاه استراتژیک خود را عوض کرده است و به زندگی مسالمت آمیز دو جانبه اعتقاد دارد،و مشارکت نظامی فرانسه در قضیه صربستان نشان داد که پس از آمریکا دومین قدرت نظامی بود. این نویسندگان چنین نتیجه میگیرند که سیاست استراتژیک فرانسه بدین نحو عوض شده است که در زمان جنگ با آمریکا باشند و در زمان صلح علیه آمریکا.
نیل مک فارلین ( (Neil Macfarlaneدر فصل پنجم تحت عنوان Fromst.Malo to Kosovoتحول و تکامل روابط انگلستان، فرانسه و آلمان را به عنوان یک مثلت تاثیرگذار بر روابط فرانسه و آمریکا مطالعه مینماید. او میگوید در سالهای اخیر با شکلگیری اروپای واحد سخن از ESDIیعنی ابتکار دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا میشود، به عبارت دیگر گفته شده است اروپا درصدد است یک رژیم امنیت اروپایی برای خود ایجاد نماید، به نحوی که رهبری آن را فرانسه عهدهدار باشد مک فارلین میگوید با توجه به روابط انگلستان، آلمان و فرانسه بسیار بعید است رژیمESDIتحقق یابد.
در فصل ششم پیتر اشمیت ((Peter Schmidtتحت عنوان Where’s The Boeuf? مانند نیل مک فارلین به تشکیل رژیم امنیتی دفاعی اتحادیه اروپا جدا از ناتو بدبین است. وی ابتکار مذکور را بیشتر به یک شعار و سخن پراکنی تشبیه مینماید و آن را دور از واقعیت میداند. وی به مفهوم و ترمینولوژی Separable ButNotSeperateاستناد مینماید و میگوید اعضای اتحادیه اروپا گفتهاند مسایل راباید از هم جدا کرد و تفکیک پذیر دانست، نه اینکه جدا باشیم. اشمیت میگوید ناتو هم چنان بر دفاع مشترک و مسئولیت تمام اعضای ناتو تکیه خواهد داشت. وی میافزاید مفهوم خودمختاری در رژیم دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا فقط شعار است. اشمیت در همین رابطه دو سوال مطرح میکند آیا این شعار سیستم دفاعی اروپا در عمل نیز باعث میشود اعتماد اروپا به توان خود بیشتر شود؟ به عبارت دیگر باعث اعتمادسازی برای اروپا خواهد شد؟ و سوال دوم اشمیت این است که آیا این پروژه استراتژی قدیمی فرانسه در تقابل با آمریکا و آلمان است؟ اشمیت جواب سوال اول را آری و جواب سوال دوم را نه میگوید. بنابراین لفظ رژیم دفاعی اروپا فقط جنبه روانی و اعتمادسازی دارد و در عمل بر تقابل با آمریکا نمیباشد.
در فصل هفتم پیتر رودولف((Peter Rudolfتحت عنوانVision Impossibleقدرت ایالات متحده امریکا را به عنوان یک هژمون خوش خیم تلقی مینماید.رودولف میگوید سیاست فرانسه در مقابل قدرت امریکا آثار منفی برای ناتو خواهد داشت، چرا که درخصوص اصطلاح دولتهای یاغی، آمریکا غالبا سیاستهای یک جانبه را اعمال مینماید و این باعث خواهد شد فرانسه و سایر اعضای اتحادیه به حاشیه کشیده شوند، و مسئله دوم دخالتهای کنگره آمریکا بر سیاستگذاری این کشور است که باعث خواهد شد امریکا یک نگاه درونی به سیاست خارجی داشته باشد و نقش سایر اعضای ناتو را نادیده بگیرد.
مشخصات کلی پروژه :
پیمانکار این طرح ابتدا در زمستان 1379 شروع به تجهیز کارگاه نمود و در بهار 1380 عملیات حفاری را در دو جبهه ورودی و خروجی با مبلغ ریالی 120میلیارد ریال آغاز کرد.
قطعه یک واریانت گردنه امامزاده هاشم به طول 4/5 کیلومتر شامل یک قطعه تونل 3189 متری با سطح مقطع تقریبی 85 متر مربع، شیب 5/2 درصد و عرض مقطع 9/11 متر که پس از لاینینگ به 5/8 متر خواهد رسید، به همراه گالریها ی ورودی و خروجی آن، پنج دهانه پل و عملیات راهسازی به طول 22/2 کیلومتر می باشد.
گردنه امامزاده هاشم که در حدود 25 کیلومتر طول داشته و بخش مهم و صعب العبور جاده هراز را تشکیل می دهد، دارای شیبهای صعودی و نزولی (حتی تا 9 درصد) و شعاع قوسهای کوچک و بزرگ تا 35 متر می باشد، لذا این قسمت از محور هراز جدا از مسائل ایمنی و مشکلات سرما، یخبندان و نزول بهمن از مشخصات هندسی بسیار پائینی برخوردار بوده و حدود 40 درصد مشکلات کلی جاده آمل- رودهن و بیش از 70 درصد مشکلات زمستانی محور فوق مربوط به این بخش از جاده هراز می باشد.
با ارائه مطالب فوق اهمیت احداث تونل قطعه یک و پس از آن قطعه دوم در ایمن سازی مسیر و جلوگیری از تلفات انسانی مشخص می شود، لذا تسریع در اجرای پروژه و در پی آن بهره برداری از پروژه اهمیت بسزایی در این امر خواهد داشت.
موقعیت جغرافیایی مسیر پروژه :
از لحاظ موقعیت جغرافیایی این تونل در حدواسط بین استان تهران و مازندران در کیلومتر 95 جاده تهران- آمل نرسیده به آبشار پلور واقع شده است.
این واریانت از کیلومتر 100+107 جاده هراز از سمت آمل و در حدود 5/4 کیلومتری جنوب پلور آغاز و در کیلومتر 448+1 وارد تونل شده و پس از خروج از تونل، مسیر تا کیلومتر 400+5 در دره مشاء امتداد می یابد. از نظر تقسیمات کشوری شروع واریانت در محدوده استان مازندران (پلور) و انتهای واریانت در محدوده استان تهران (مشاء- دماوند) واقع می باشد.
هدف از اجرای پروژه :
در فصل زمستان به دلیل ریزشی بودن ترانشه های منطقه آبعلی و نیز بهمن گیر بودن گردنه امامزاده هاشم و شیبهای طولانی جاده موجود مشکلات ترافیکی شدیدی بوجود می آید، لذا برای جلوگیری از ترافیک و کاهش خسارات مالی و جانی و نیز کاهش مسافت راه از 25 کیلومتر به 9 کیلومتر، تصمیم به احداث تونل در این منطقه گرفته شد.
وضعیت رشد ترافیکی محور هراز در مقاطع مختلفی از سال و متعاقب با آن روند افزایش هزینه سوخت تلف شده، در ادامه بحث آورده شده است که تجزیه و تحلیل آن، لزوم اجرای این پروژه را بیشتر نمایان می سازد.