
پیدایش صنعت برق در جهان:
در میان همه وسایلی که برای تهیه و تبدیل انرژی ابداع شد، برنده نهایی را باید ماشینهای تولید و مصرف کننده انرژی برقی دانست. قوانین اساسی الکریسیته را کولن در سال 1785.م عرضه کرد. در سال 1800.م ولتا پیل الکتریکی را اختراع نمود و بالاخره در سال 1871.م با اختراع ماشین گرام راه برای تبدیل کلان انرژی مکانیکی به الکتریکی و بالعکس باز گردید.
مقدمه رشد بی رویه جمعیت در اکثر کشورهای جهان مشکلات عدیده ای را بوجود آورده که به ناچار دولتمردان را به فکر چاره جویی واداشته است. ولی از آنجا که هیچ تصمیم و اقدامی در این زمینه، نتیجه آنی و فوری را در برنخواهد داشت بایستی بالاجبار جهت تغذیه جمعیت رو به تزاید جهان و کشورمان به فکر چاره جویی جدی بود. این جمعیت متاسفانه از پراکنش نامتعادلی برخوردار بوده و فقط 3/1 آن در کشورهای پیشرفته مستقر می باشند و از طرفی کشورهای پیشرفته تولید80% پروتئین دامی جهان را دارا می باشند، از این نسبتها در می یابیم که بایستی فکر جدی در این خصوص برداشته شود تا این نسبت معکوس غذا و جمعیت به یک تعادل نسبی برسد. در آینده ما دیگر جنگهای نظامی را شاهد نخواهیم بود. بلکه جنگ آینده در خصوص غذا و تامین مایحتاج مورد نیاز هر جامعه خواهد بود و در این میان کشورهایی می توانند روی پای خود بایستند که از تولیدات بالای محصولات کشاورزی و دامی برخوردار باشند و بتوانند علاوه بر تولید غذای مورد نیاز کشور خود، زمینه صادرات این مواد و فرآورده ها را فراهم آورند. امروزه در کشور ما، علیرغم واردات مواد غذایی، مصرف سرانه پروتئین دامی دارای متوسط 19 گرم در روز می باشد و این در حالی است که متوسط مصرف سرانه این ماده غذایی 24 گرم در روز و در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته میانگین سرانه 3/57 گرم در روز می باشد. (از F.A.O نقل شده است). براساس استانداردهای جهانی مصرف سرانه گوشت قرمز سرانه 5/35کیلوگرم بایستی باشد که در کشورما این رقم حدود 20 کیلوگرم در سال است و اختلاف زیادی را نسبت به مصرف سرانه جهانی نشان می دهد. پس با توجه به این اختلاف جا دارد در این خصوص سرمایه گذاری انجام پذیرد. تا انشاء ا... در آینده نه چندان دور شاهد قطع وابستگی و حتی صادرات در این زمینه باشیم. با توجه به این که ذائقه ی مردم ایران با گوشت گوسفند گرایشی بیشتر داشته، به نظر می رسد پروار بندی بره با نیاز جامعه هماهنگی بیشتری دارد. شناسنامه طرح این طرح جهت پرواربندی گوسفند در نظر گرفته شده است بطوری که نیمی از نیاز غذایی دام به صورت دستی و نیم دیگر با چرا در مراتع خوب تامین گردد و ظرفیت آن می تواند از مقدار حداقل(100 راس) به بالا تا سقف 2000 راس جهت افراد حقیقی و بیش از 2000 راس جهت افراد حقوقی باشد. میزان زمین محل تاسیسات و کشت علوفه مطابق ظرفیت دام بوده و لازم است علاوه بر زمین واجد شرایط جهت ایجاد تاسیسات ، به منظور کشت و تامین علوفه مورد نیاز زمین مناسب را تهیه کنیم تا بتواند بخشی از علوفه را تامین نماید. شرایط زمین محل تاسیسات بشرح ذیل می باشد: رعایت فاصله با کشتارگاه دام یکهزار متر، با کشتارگاه طیور، کارخانه جوجه کشی و کارخانه خوراک دام پانصد متر و با واحدهای پرورشی سگ و گربه دویست 200 متر می باشد رعایت فواصل با سایر دامداریها و مرغداریهای مجاور کمتر از پانصد متر می باشد که این مورد در خصوص مرغ اجداد یکهزار و پانصد متر و مرغ لاین سه هزار متر استثناء می باشد. تامین هزینه های طرح تأمین هزینه طرح از طریق مجریان طرح انجام می پذیرد که در این صورت بهره برداری طرح به سهولت میسر و درزمان مطلوب انجام خواهد شد. در صورت تمایل به استفاده از تسهیلات لازم به یادآوری است که هر ساله حدود پنج درصد متقاضیان می توانند از تسهیلات استفاده نمایند و مابقی آنها درنوبت وام قرار خواهند گرفت ترتیب اولویت بندی جهت اعطا تسهیلات بشرح ذیل می باشد. 1- پرواربندی(بره- گوساله- شتر)..................................45% تسهیلات محل اجرای طرح زمین محل اجرای طرح لازم است ضمن برداشتن کلیه شرایط صدور پروانه مسطح و عاری از موانع جهت احداث ساختمان و تاسیسات باشد. موقعیت زمین لازم است بگونه ای باشد تا ساخت وساز براساس جهات اربعه، متناسب با جهت وزش باد غالب منطقه امکانپذیر باشد. باتوجه به نوع خاک پی ریزی نیز متفاوت خواهد بود و متراژ مورد نیاز بستگی مستقیم با ظرفیت طرح خواهد داشت. مجوزهای طرح جهت اجرای طرح لازم است یکسری مجوزهای لازم از مراجع ذیربط استعلام از اداره ثبت اسناد واملاک- اداره منابع طبیعی- شهرداری- بخشداری- اداره محیط زیست- شرکت سهامی آب- اداره برق- اداره گاز- اخذ و در صورت مثبت بودن بعد از تأیید مدیریت جهاد سازندگی شهرستان وتأیید کمیسیون صدور پروانه استان منجر به صدور پروانه تأسیس خواهد شد، جهت ساخت و ساز لازم است مجوز از دفتر فنی استانداری تهیه گردد و پس از اتمام ساخت و سازها پروانه تأسیس اخذ وبر اساس گزارش مراجع ذیربط و تأیید کمیسیون صدرو پروانه استان پروانه بهره برداری صادرخواهد شد و به همراه آن مجوز بهداشتی ازدامپزشکی لازم است اخذ گردد. مدت اعتبار پروانه تأسیس دو سال اززمان صدور بوده و لازم است در طول این دو سال اقدام به ساخت و ساز نماییم. قابل ذکر است چناچه در طول این مدت اقدامی جهت احدث بنا صورت نپذیرد امکان تمدید مجدد پروانه نخواهد بود و مجوزهای صادره باطل خواهد گردید.

|
نظریه یادگیری تجربه ای کلب نتیجه وترکیب سه الگو از فرآیند یادگیری تجربه ای ، الگوی عملی وآزمایشهای لوین ، الگوی یادگیری دیویی و الگوی یادگیری و تحول شناختی پیاژه است. ( اسمیت ، 2004) کلب وفرای ( 1975، به نقل از اسمیت، 2004)یک نوع چرخه یادگیری با دو قطب و چهار مرحله را معرفی کرده اند قطب نخست شامل دو مرحله (شیوه) یادگیری تجربه ای عینی در مقابل مفهوم سازی انتزاعی و قطب دوم شامل دو مرحله (شیوه ) یادگیری آزمایشگری فعال در مقابل مشاهده تأملی است آنها یادگیری را چرخه ای می دانند که با تجربه آغاز می شود، با تفکر ادامه می یابد و بعد به عمل می انجامد هر یک از یادگیرندگان بعد از ترکیب وضعیت های چهارگانه فوق با چهار نوع سبک یادگیری همگرا ، واگرا ، جذب کننده وانطباق یابنده مشخص می شوند( دون کلارک ، 2000، بنک وتامپسن ، 1995 به نقل از استوارت ، 2000، کلب و کلب، 2001 و اسمیت، 2004) برخی از روانشناسان در زمینه رابطه بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری بررسی های مختلفی بعمل آورده اند، از جمله: آیزنک، (1987 به نقل از زانگ، 2001)نشان داد که بین ریختهای شخصیتی وسبک های یادگیری رابطه وجود دارد در اموند واستو دارد ( 1992 به نقل از چکسون ولوتی- ، 1996) وجکسون ولوتی- جونز (1996) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که بین ریخت های شخصیتی وسبک های یادگیری رابطه وجود دارد و همکاران( 1999) بیان نموده اند ریخت های شخصیتی هالند توجیحات شغلی افراد را بررسی می کنند، وسبک های یادگیری کلب نیز توجیحات تحصیلی و شغلی افراد را بررسی می کنند، بنابراین انتظار می رود که بین ریخت های شخصیتی و سبک های یادگیری رابطه وجود داشته باشد در مقابل برخی از محققان (مانند هیگوس و همکاران ، 1987، به نقل از وکاهیل ، 2000 و جکسون ، 2002) نتایج معناداری بین متغیرهای فوق نیافته اند
الف ـ مرور مبانی نظری تحقیق: 2-1 تعریف یادگیری: یادگیری از مهمترین موضوعها در روانشناسی امروز و درعین حال یکی از مشکلترین مفهومها برای تعریف کردن میباشد. یکی از مشهورترین تعریف های یادگیری ، تعریف کیمپل (1961) میباشد. به گفته وی، "یادگیری، ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در رفتار یا رفتار بالقوه است که از تجربه ناشی می شود و نمیتوان آن را به حالتهای موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری یا داروها ایجاد میشود، نسبت داد." (هوگنهان و السون 1997، ترجمه سیف، 1377، ص 24). در این تعریف، اصطلاحات مهمی از جمله "تغییر نسبتاً پایدار"، "رفتار بالقوه" و "تجربه" بکار برده شده است. توضیح مختصری درباره هر یک از این مفاهیم ضروری است. 1- کاربرد اصطلاح تغییر نسبتاً پایدار و ثابت به این منظور است که تغییرات موقتی رفتار را که حاصل عوامل انگیزشی و هیجانی، انطباق حسی، خستگی، یا استعمال داروهای بیمخدر هستند از حوزه یادگیری برکنار کند. از آنجا که تغییرات ناشی از این عوامل موقتی و گذرا هستند، آنها را نمیتوان به یادگیری بر اساس اخذ تجربه نسبت داد. برای مثال، بر اثر خستگی، در رفتار شخص تغییراتی ایجاد می شود، اما پس از استراحت و رفع خستگی رفتار او به حالت اول بازمیگردد. 2- کاربرد اصطلاح رفتار بالقوه یا توان رفتاری حاکی از آن است که یادگیری بر نوعی ایجاد توانایی در فرد دلالت می کند. ما با مراجعه به رفتار بالفعل یا عمل آشکار، این توانایی را استنباط میکنیم. مثلاً تا از او خواسته نشود اصولی را که در آن درس یاد گرفته در یک طرح پژوهشی به کار ببرد، تغییری در رفتار او مشاهده نخواهد شد. 3- کاربرد اصطلاح تجربه در تعریف یادگیری بر این نکته تأکید می کند که تغییراتی که ناشی از تجربه نیستند، یادگیری به حساب نمیآیند. بنابراین، تنها تغییراتی که بر اثر تجربه حاصل میشوند یادگیری به حساب میآیند. منظور از تجربه در این تعریف، تأثیر محرکات بیرونی و درونی بر یادگیرنده است، مانند گوش دادن به یک سخنرانی (سیف، 1376).
2-2 سطوح یادگیری یادگیری سطوح و انواع گوناگون دارد. معروفترین طبقهبندی هدفهای آموزشی که نوعی طبقهبندی از انواع یادگیری نیز هست، توسط بنجامین بلوم و همکاران (1956)، ترجمه سیف و علیآبادی (1374) تدوین شده است. در این طبقهبندی، هدفهای آموزشی به سه حوزه شناختی ، عاطفی ، و روانی ـ حرکتی تقسیم شده است. 1- حوزه شناختی: دانش، معلومات و رشد تواناییها و مهارتهای ذهنی را شامل میشود. مثلاً ما مطالب مختلف درسی و غیردرسی چون فیزیک، شیمی، هنر و آداب و رسوم را یاد می گیریم. 2- حوزه عاطفی: با علاقه، انگیزش، قدردانی و نگرش سروکار دارد. مثلاً ما ابراز محبت و خشم یا عواطف را از دیگران یاد میگیریم. 3- حوزه روانی ـ حرکتی: به فعالیتها یا مهارتهایی که هم جنبه روانی دارند و هم جنبه جسمانی، مربوط میشود. مثلاً ، ما ورزشهای مختلف مانند اتومبیلرانی یا استفاده از کامپیوتر را یاد میگیریم.
2-3 تفاوتهای فردی در یادگیری افراد از بسیاری جهات با هم تفاوت دارند، این تفاوتها در زمینه جنسیت، شخصیت، استعداد، هوش، خلق و خو و نیز یادگیری دیده میشود. تفاوتهای عمده یادگیرندگان در یادگیری به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند: الف) تفاوت در راهبردهای شناختی و فراشناختی. ب ) تفاوت در سبکهای مختلف یادگیری (حسنی، 1377). در ابتدا، راهبردهای شناختی و فراشناختی، سپس سبک های یادگیری توضیح داده می شود. برای روشنتر شدن مطلب از مفهوم شناخت و فراشناخت تعریفی ارائه می گردد.
2-4 تعریف شناخت و فراشناخت بیلر و اسنومن از اصطلاح شناخت اینگونه تعریف میکنند: " طرقی که در آنها اطلاعات پردازش می شوند، یعنی راهها و طرقی که توسط آنها به اطلاعات توجه میکنیم، آنها را تشخیص داده، به رمز درمیآوریم و در حافظه نگاه میداریم و درصورت نیاز آنها را از حافظه فراخوانی کرده، مورد استفاده قرار میدهید" (بایلر و اسنومن، 1993، ص 390). ما از طریق فرآیندهای شناختی جهان پیرامون خود را میشناسیم و به آن پاسخ می دهیم. به طور خلاصه، شناخت یعنی دانستن (سیف، 1376). بیلرو اسنومن فراشناخت را چنین تعریف میکنند: "فراشناخت به دانش فرد درباره فرآیندهای شناختی خود و چگونگی استفاده مطلوب از آنها برای رسیدن به هدفهای یادگیری اطلاق می شود" (بیلر و اسنومن، 1993، ص 390). به طور خلاصه، "فراشناخت به دانش یا آگاهی فرد از نظام شناختی خود و یا به دانستن درباره دانستن اطلاق می شود" (سیف، 1376، ص 56).
2-5 راهبردهای شناختی و فراشناختی روشهای کسب شناخت و فراشناخت با اصطلاح راهبردها یا استراتژیهای شناختی و فراشناختی معروفند. "راهبرد یا استراتژی به یک نقشه کلی یا مجموعهای از عملیات، که برای رسیدن به هدف معینی طرحریزی شده است، گفته میشود" (سیف، 1376، ص 58). راهبردهای شناختی، ابزارهای یادگیری هستند. این راهبردها درواقع، فرآیندهای حافظه هستند و شامل تکرار یا مرور ، بسط یا گسترش معنایی و سازماندهی میباشد. اینها راهبردهای یادگیری و یادآوری هستند. با کمک این راهبردهای شناختی میتوانیم اطلاعات تازه را برای ترکیب با اطلاعات آموخته شده قبلی و ذخیرهسازی آنها در حافظه دراز مدت آماده کنیم (سیف، 1376). راهبردهای فراشناختی، ابزارهایی هستند برای هدایت و نظارت بر راهبردهای شناختی. از جمله این راهبردهای فراشناختی می توان : تعیین هدف برای یادگیری، طرح سؤال درباره مطالبی که خوانده می شود، ارزشیابی، نظارت و تنظیم سرعت و زمان مطالعه را نام برد. به سخن دیگر، یادگیرنده به کمک راهبردهای فراشناختی از راهبردهای شناختی خود حداکثر استفاده را میبرد (سیف، 1376). از سبکهای شناختی تعاریف مختلفی به عمل آمده است. از نظر سیف (1379) این سبک ها به طریقی که شخص موضوعها را ادراک می کند، اطلاعات را به خاطر میسپارد، درباره مطالب میاندیشد، و مسائل را حل میکند تعریف می شوند. گلدستاین و بلک من (1978 به نقل از سریواستاوا، 1997) بیان کرده اند: اصطلاح سبک شناختی بر روشهای خاصی دلالت دارد که یک فرد در درک و مفهوم سازی محیط به کار میبرد. سریواستاوا (1997) اظهار می دارد : سبک شناختی فرآیندی است که افراد از طریق آن اطلاعات را از محیط گرفته، تفسیر کرده، و برای ابراز واکنش به محیط از آن استفاده میکنند، این واژه به طرق ثابتی اشاره دارد که شخص از طریق آنها به تفکر در دنیای خارج می پردازد و درواقع رابط ذهن او با دنیای خارج میباشد. تحقیقات نشان داده اند که افراد در چگونگی پرداختن به حل یک تکلیف متفاوت عمل می کنند، اما این تفاوتها، سطح هوشی یا الگوهای تواناییهای ویژه افراد را نشان نمی دهد، بلکه بیشتر به راههای ترجیحی که افراد مختلف برای پردازش و سازماندهی اطلاعات دارند، اشاره میکند (وولفولک، 1995).
2-6 تفاوت سبکهای یادگیری با سبکهای شناختی: عدهای واژه سبک یادگیری و سبک شناختی را یکی فرض می کنند و به همین دلیل آنها را به جای یکدیگر نیز استفاده میکنند. وولفولک (1995) بیان میدارد: دو واژه سبکهای یادگیری و سبکهای شناختی معمولاً بطور مترادف به کار میروند. با این حال، مربیان یا معلمان غالباً اصطلاح سبکهای یادگیری را به سبک های شناختی ترجیح میدهند. در مقابل روانشناسان بیشتر از اصطلاح سبکهای شناختی استفاده می کنند. تنانت (1997) بیان میدارد سبک های شناختی، سبک های یادگیری و سبکهای مفهومی (فکری) اصطلاحات مترادفی هستند که به ویژگیهای افراد مربوط می شوند و شیوه ای برای سازماندهی و پردازش اطلاعات می باشند. رایدینگ و راینر (1997 به نقل از شکری، 1382) بین سبک شناختی و سبک یادگیری تفاوت قائل می شوند، آنها برای توضیح کارشان از تمثیل پیاز استفاده مینمایند، بدین گونه که لایه های داخلی پیاز را به سبکهای شناختی تشبیه میکنند و هر چه از لایههای داخلی به لایههای خارجی حرکت میکنیم سبکهای یادگیری مشهودتر میشوند. همچنین آنها بیان میدارند که معمولاً سبکهای شناختی دوبعدی ولی سبک های یادگیری چند بعدی هستند. به نظر علی آبادی (1382) اصطلاحات سبک شناختی و سبک یادگیری دارای معانی یکسانی هستند، اما کاربردهای متفاوتی دارند. از سبک شناختی در مباحث نظری و از سبک یادگیری در مباحث کاربردی استفاده می گردد. واقعیت این است که در ادبیات پژوهشی اصطلاح سبکهای شناختی قبل از اصطلاح سبکهای یادگیری به کار رفته است، اما از موقعی که اصطلاح سبکهای یادگیری به کارگرفته شده است، گاه این دو اصطلاح به صورت مترادف به کاربرده شدهاند. همچنان که ذکر شد سبک های شناختی معمولاً دارای دو قطب هستند، ولی سبکهای یادگیری معمولاً بیش از دو قطب دارند، و گاهی نیز هر قطب دارای چند بعد میباشد. در سبک یادگیری افراد می توانند در هر جای محور یک بعد قرار گیرند درحالی که در سبک های شناختی معمولاً افراد در یکی از قطبهای محور قرار می گیرند. با این حال یک حد و مرز دقیقی که سبکهای یادگیری و شناختی را از هم جدا سازد وجود ندارد، آنچه مسلم است اینکه سبک یادگیری، سبک شناختی را نیز در دل خود دارد، و یا به عبارت دیگر یکی از انواع سبکهای یادگیری، سبکهای شناختی می باشد. با این حال جهت تمایز بیشتر این دو مفهوم، ویژگیهای اساسی سبکهای شناختی را ذکر می نماییم.
2-7 ویژگیهای اساسی سبکهای شناختی: ویژگیهای اساسی سبکهای شناختی را ( به نقل از شکری، 1382) میتوان به شرح زیر خلاصه کرد: 1- صوری ـ روالی : سبک های شناختی بیشتر به شکل فعالیتهای شناختی مربوط می شوند تا به محتوای آنها. این سبکها به تفاوتهای افراد در ادراک، تفکر، حل مسئله، یادگیری و برقراری ارتباط با دیگران و ... اشاره میکنند. بنابراین تعریف سبک های شناختی یک تعریف فرایندی است. 2- فراگیر بودن : سبکهای شناختی دارای ابعاد فراگیری هستند و این ویژگی تلویحات مهمی برای محیطهای آموزشی دارد. فراگیر بودن سبکهای شناختی به همان چیزی اشاره میکند که شخصیت نامیده میشود. فراگیر بودن سبک های شناختی بدین معناست که این سبک ها را به وسیله روشهای غیرکلامی (ادراکی) نیز میتوان ارزیابی کرد. 3- ثبات : خصوصیت سوم سبک های شناختی این است که آنها در طول زمان ثابتند. این مطلب بدین معنی نیست که آنها غیرقابل تغییرند، بلکه بعضی از آنها ممکن است به سادگی تغییر کنند. اما در حالت طبیعی میتوانیم با میزانی از دقت پیشبینی کنیم که یک فردی که سبک خاصی را در یک روز دارد، در روز بعد، ماه بعد و شاید سال های بعد هم همان سبک را خواهد داشت. 4- قطبیت : سبک های شناختی با توجه به قضاوتهای ارزشی دوقطبی هستند. اسکوئریز (1981 به نقل از تنانت، 1997) بیان میکند که سبک های شناختی دو قطبی هستند و در دو قطب مخالف ارائه می شوند به طوری که سبکهای فرد در دو بعد وابسته به زمینه و نابسته به زمینه، سبک تأملی و تکانشی، سبک واگرا و همگرا، و ... تقسیم میشوند. این ویژگی برای تمیز قائل شدن بین سبکهای شناختی، با هوش و سایر تواناییها از اهمیت زیادی برخوردار است. از طرفی دیگر هر یک از قطبهای سبک شناختی تحت شرایط خاص دارای ارزش انطباقی است و ممکن است در ارتباط با آن شرایط به طور مثبت ارزیابی شود.
2-8 انواع سبکهای یادگیری شناختی: همچنانکه قبلاً نیز ذکر شد درباره دستهبندی انواع مختلف سبک های یادگیری و شناختی بین متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان اختلاف نظر وجود دارد، بعضی از آنها هر یک از سبکهای فوق را به صورت جداگانه و بعضی نیز به صورت یک جا ذکر نموده اند. از نظر اینجانب نیز بین آنها تفاوت آنچنانی وجود ندارد، به همین خاطر به علت گستردگی و متنوع بودن سبکهای شناختی و یادگیری، تعدادی از آنها را که مرتبط و نزدیک به موضوع پژوهش باشند، به صورت یکجا تحت عنوان انواع سبکهای یادگیری شناختی در زیر ذکر می نماییم: - سبک پیچیدگی شناختی در برابر سادگی شناختی : به تفاوتهای فردی در تمایل به تفسیر یا تغییر جهان بویژه دنیای رفتار اجتماعی در ابعاد متعدد و به طریق متمایز اشاره دارد. افرادی که پیچیدگی شناختی دارند، به گونهای چند بعدی به مسائل می نگرند، در حالیکه افرادی که سادگی شناختی دارند از یک بعد به مسائل می نگرند (بیری و همکاران ، 1966 به نقل از سریواستاوا، 1997). - سبک یکپارچگی مفهومی یا پیچیدگی مفهومی : آن به ثبات فردی در میزانی که مقولهها یا ابعاد اطلاعات دریافت شده بوسیله افراد که در طرق گوناگون و چندگانه از نظر درونی به همدیگر مرتبط می شوند، دلالت میکند. - سبک تمایز مفهومی : به تفاوتهای افراد در تمایل به مقولهبندی شباهتها و تفاوتهای موجود در محرکهای دریافت شده برحسب مفاهیم یا ابعاد مختلف دلالت دارد. تمایز مفهومی بیانگر یک خطمشی چندگانه تفاوت میان دو یا چند مفهوم است (گاردنر، 1953 به نقل از سریواستاوا، 1997). |