
——————————————————————————
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
موضوع مسئولیت اجتماعی و اخلاقی سازمان از نیمه دوم قرن بیستم، بیش از پیش مورد توجه دانشمندان رشته مدیریت قرار گرفت؛ به طوری که امروزه مدیران سازمان ها تصمیماتی را اتخاذ می کنند که علاوه بر داشتن مبنای واقعی، مستلزم قضاوت ارزشی نیز باشند و ارزش های مذهبی، سنت ها و عوامل اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرند(عرفانی،1381). قبل از قرن نوزدهم، هنجارها و نگرش های اجتماعی، اثر بسیار کمی بر اعمال مدیریت داشت. در دهه آخر قرن نوزدهم، زمانی که شرکت های بزرگ در حال شکل گیری بودند و صنایع بزرگ روز به روز قوی تر می شدند، توجه جامعه به ضرورت مسئولیت اجتماعی سازمان ها بیش تر شد. در سال 1919 محققان رشته بازرگانی برای اولین بار هشدار دادند که اگر بنگاه های اقتصادی در خصوص انجام مسئولیت اجتماعی خود اهمال کنند، جامعه باید به هر نحو ممکن اختیارات آنها را در خصوص فعالیت های اقتصادی خود سلب کرده و کنترل را در دست گیرد. صاحبان کسب و کار نیز دریافتند که با احساس مسئولیت اجتماعی می توان پول بیش تری به دست آورد، خطر پذیری های مالی را کاهش داد، کارکنان خوب را حفظ کرد، علایم تجاری مورد احترام را ایجاد و با هماهنگی بیش تر با سایر صاحبان کسب و کار هم زیستی کرد(هولندر،2004).
از اوایل دهه 1920 محققان مدیریت به مسئولیت اجتماعی بنگاه های اقتصادی توجه کردند. داد در سال 1932 بیان داشت؛ مدیران علاوه بر مسئولیت اقتصادی نسبت به سهام داران، نسبت به جامعه نیز مسئولیت دارند؛ چرا که بنگاه های بزرگ جدید به طور قانونی مجاز و ترغیب شده اند و این امر بیش از آنچه که به عنوان سود برای مالکان باشد، خدمت به جامعه است(داد، 1932).

شکلگیری عقلانیت: به سوی کاوشی میانرشتهای در الهیات و علم اثر ونزل هویستین
فصل اول. کلیات
1-1 طرح مسئله
ماهیت عقلانیت با در نظر گرفتن حوزههای مختلف تأمل نظری، به بهترین شکل تصویر میشود. عقلانیت فراتر از استراتژیهای علوم طبیعی قرار میگیرد و باید عقلانیت مشترک میان تأملات نظری علم طبیعی و الهیات را مورد توجه قرار داد. در تأملات فکری و نظریهپردازیهای علمی و همچنین الهیاتی، به طور کلی دو چارچوب عمدهی معرفتشناختی وجود دارد. بنیانگرایی و نابنیانگرایی. بنیانگرایی چارچوب معرفتشناختی دورهی مدرن است که بر مبنای آن باورهایی که با واسطه موجه شدهاند برای اعتبارشان به باورهای موجهِ بلاواسطهای نیاز دارند که بدیهی، تردیدناپذیر و کاملاً پایه (یعنی بنیانی) باشند. از سوی دیگر نابنیانگرایان به جای مدلی که دانش را وجودی متکی بر بنیانهای ثابت و تغییرناپذیر نظاره مینمود، دانش انسان را پدیدهی اجتماعی در حال تکاملی به تصویر میکشد که در شبکهای از باورها شکل میگیرد. اما هیچیک از این دو چارچوب نمیتواند عقلانیت مشترک میان تأملات نظری علم و الهیات را به تصویر کشد چراکه بنیانگرایی، هر یک از این دو حوزه را در بنیانهای بدیهی خاص خود محصور میبیند و از سوی دیگر نابینانگرایی با ایجاد نوعی نسبیگرایی امکان ارزیابی و ارتباط میان این حوزههای عقلانیت انسانی را فراهم نمیسازد.
در اینصورت به کدام روش میتوان یک عقلانیت مشترک میانرشتهای را تصویر کرد و از طریق آن، چگونه میتوان راهی میان بنیانگرایی و نابنیانگرایی برای الهیات یافت که به منشأهای تاریخی خود وفادار و نسبت به آموزههای سنتی حساس باشد و در عین حال نسبت به نقد عقلانی و میانرشتهای پذیرا باشد؟ یافتن راهی میان بنیانگرایی مدرن و نابنیانگرایی پستمدرن مهمترین دغدغهی این تحقیق است. یکی از مهمترین راههای میانه پسابنیانگرایی است که نخستین بار ونزل فون هویستین آنرا مطرح نمود. وی استاد الهیات و علم در مدرسه الهیاتی پرینستون امریکاست. تحصیلات وی در الهیات فلسفی و حوزههای پژوهش دانشگاهی وی الهیات و علم، دین و معرفتشناسی علمی است. مهمترین اثر وی در زمینهی دیدگاه پسابنیانگرایی، کتاب The shaping of rationality (= شکلگیری عقلانیت) است. این کتاب یکی از مهمترین آثار هویستین در معرفی رویکرد پسابنیانگرایی به عقلانیت است که بطور عمده در فصل دوم و سوم از این کتاب به چالشهای مدرنیته در برابر الهیات و راهحلهای دیدگاه پسابنیانگرا پرداخته است. این تحقیق شامل ترجمه این دو فصل و افزودن مقدمهای در تببین و بررسی رویکرد مورد بحث است. اینکه برای درک پسابنیانگرایی باید چگونه پیش رفت و این تفکر بر چه دیدگاه هایی تکیه میکند، دلمشغولی عمده این تحقیق است.
1-2 سوابق تحقیق
نگاه پسابنیانگرا به عقلانیت، نخستین بار در اواخر دههی نود میلادی و با آثار ونزل فون هویستین معرفی گردید. کتاب مقالههایی در باب الهیات پسابنیانگرا (1997) نخستین اثر در این زمینه قلمداد میشود. مؤلف در کتاب بعدی خود یعنی شکلگیری عقلانیت: به سوی کاوشی میانرشتهای در الهیات و علم (1999) به شکلی منسجمتر پایههای نظری و معرفتشناختی این دیدگاه را بیان نمود. اما در ارتباط با این دیدگاه اثر مستقلی به زبان فارسی نگاشته نشده است. تنها مقالههای مرتبط با الهیات عملی، بطور غیرمستقیم به این رویکرد پستمدرن نسبت به الهیات اشاره داشتهاند.
1-3 پرسش اصلی تحقیق
مهمترین پرسش مؤلف آن است که چگونه میتوان برای عقلانیتِ تأمل الهیاتی راهی میان بنیانگرایی و نابینانگرایی یافت که بر مبنای آن، الهیات به منشأهای تاریخی خود وفادار و نسبت به آموزههای سنتی حساس باشد و در عین حال نسبت به نقد عقلانی و میانرشتهای بسته نباشد؟
1-4 فرضیهها
1-4-1 چارچوب عقلانیت بنیانگرای مدرنیته در فضای کنونی گفتگوی میانرشتهای، کارآمد نیست و امکان ارزیابی را منتفی میسازد.
1-4-2 چارچوب عقلانیت نابنیانگرای پستمدرن با ایجاد زمینهی نسبیگرایی مطلق امکان عقلانیت میانرشتهای را فراهم نمیسازد.
1-4-3 با دیدگاه پسابنیانگرا و با معیارهایی همچون درک بهینه از جهان و قضاوت و داوری مسئولانه میتوانیم الهیات را به گونهای سامان دهیم که به آموزههای سنتی وفادار و در عین حال نسبت به نقد عقلانی و میانرشتهای بسته نباشد.
1-5 اهداف تحقیق
1-5-1 یکی از مهمترین مسائل در دوران پستمدرن یافتن راهی برای حفظ سنتها و بنیانهای معرفتی و پاسخگویی به مسائلی همچون صدق باور دینی است به گونهای که با مشکلات جزماندیشی بنیانگرایانه و نسبیگرایی نابنیانگرایانه مواجه نشویم. هدف اصلی مؤلف کتاب یافتن راهی میان این دو چارچوب است. با ترجمه و بررسی این اثر، به یکی از مهمترین موضوعات دینپژوهی پرداخته خواهد شد. از سوی دیگر با معرفی دیدگاه پسابنیانگرا بستری ایجاد میشود که این راه میانهی بنیانگرایی و نابنیانگرایی در زبان فارسی معرفی و بحث شود.
1-5-2 با توجه به اینکه محور بررسی در این پژوهش سنت الهیات مسیحی است میتوان از آن بعنوان الگو و زمینهای جهت نظریهپردازیهای جدید در سنت اسلامی استفاده نمود.
1-5-3اگرچه نظریهی پسابنیانگرایی در کتاب شکلگیری عقلانیت بطور مستقیم به گفتگوی علم و دین مرتبط است لیکن اهمیت گستردهتری برای نقد فرهنگی، اخلاق عمومی و گفتگوی میاندینی در بر دارد. با انجام این پژوهش زمینهای ایجاد میشود که با معرفی پسابنیانگرایی بعنوان یک عقلانیت مشترک میان حوزههای فرهنگ، چارچوبی نظری برای گفتگوی میان حوزههای دیگر نیز به دست داده شود.
1-5-4 یکی از مهمترین چالشهای پیشروی دینداران در عصر حاضر مواجهه با پیشفرضهایی است که مدرنیته با بسط نگرشها و جهانبینی طبیعتگرایانه برای انسان ایجاد نموده است. به نظر میرسد شیوهی پسابنیانگرای معرفی شده در این کتاب در برابر طبیعتگرایی نیز راهی پیش روی دینداران قرار خواهد داد. ترجمه و تحلیل این کتاب با هدف معرفی این راه صورت میگیرد.
فصل اول: کلیات
1-1 طرح مسئله
1-2 سوابق تحقیق
1-3 پرسشهای تحقیق
1-4 فرضیههای تحقیق
1-5 اهداف تحقیق
فصل دوم: مقدمه تحلیلی
2-1 دربارهی مؤلف
2-1-1 معرفی ونزل فون هویستین
2-1-2 مهمترین آثار مؤلف
2-1-2-1 مقالههایی در باب الهیات پسابنیانگرا
2-1-2-2 تنها در جهان: علم و الهیات در باب منحصربفرد بودن انسان
2-1-2-3 شکلگیریعقلانیت: به سوی کاوشی میانرشتهای در الهیات و علم
2-2 بنیانگرایی
2-2-1 تعریف و بنیانهای بنیانگرایی
2-2-2 گفتگوی علم و دین در چارچوب عقلانیت بنیانگرا
2-2-3 الهیات بنیانگرا
2-3 نابنیانگرایی
2-3-1 زمینههای عقلانیت نابنیانگرا
2-3-2 علم و دین پس از بنیانگرایی مدرنیسم
2-3-3 الهیات نابنیانگرایانه
2-4 پسابنیانگرایی
2-4-1 عقلانیت پسابنیانگرا
2-4-1-1 ابعاد عقلانیت
2-4-1-2 عقلانیت متقاطع
2-4-1-3 صدق و عینیت
2-4-2 علم و الهیات در دیدگاه پسابنیانگرایی
2-4-3 الهیات پسابنیانگرایانه
2-5 نتیجه و ارزیابی
2-5-1 مسئلهی انتزاع و کلیگویی
2-5-2 خلط شیوهی فهم و موضوع بعنوان نقطهی تلاقی الهیات و علم
2-5-3 خلاصه و نتیجه نهایی
2-5-3-1 نقاط قوت پسابنیانگرایی
2-5-3-2 نقاط ابهام پسابنیانگرایی
فصل سوم: ترجمه فصل دوم و سوم از کتاب شکلگیری عقلانیت
عقلانیت و نابنیانگرایی در الهیات
نابنیانگرایی
نابنیانگرایی و الهیاتهای روایی
عقلانیت و ایمان پستمدرن
عقلانیت و پسابنیانگرایی
مشکلات مدل کلاسیک عقلانیت؛
به سوی مدل پسابنیانگرا در عقلانی
عقلانیت، صدق و پیشرفت
فهرست منابع

گزارش کارآموزی (1,2)، شرکت صنعت پژوهان کیا
گروه مکانیک
فرمت فایل: ورد
تعداد صفحات: 50
تاریخچه:
شرکت صنعت پژوهان کیا (سهامی خاص) در خردادماه 1377 با شرح ماموریت تولید قطعات و مجموعه های خودرو، ارائه خدمات مهندسی و نصب و راه اندازی خطوط تولید، آغاز به کار نمود. با توجه به سابقه طولانی مدیران و کارکنان شرکت در صنعت خودرو، اهداف و برنامههای کاری شرکت بر موارد ذیل الذکر استوار گردید.
با توجه به سابقه پانزده ساله مدیران ارشد سازمان در صنعت خودروسازی، که عمدتاً در زمینههای فوق الذکر خدمات عمدهای به صنایع خودروسازی کشور ارائه داده بودند، در مدت زمان کوتاهی اقدامات اجرایی زیر در شرکت صنعت پژوهان کیا برنامهریزی و به اجرا درآمد:
همانگونه که مشاهده میشود این شرکت همواره در زمینه توسعه منطقی دامنه فعالیتهای خود اهتمام ورزیده و آمادگی توسعه مشارکتها با هدف تأمین منابع ذینفعان را دارد.
در طی سالهای گذشته محصولات و قطعات چه به لحاظ مشخصات فنی محصول و چه به لحاظ روشهای تولید / کنترل تحولاتی را پشت سر نهاده است. بسیاری از این تغییرات و تحولات با پیشنهاد این شرکت انجام شده است. این شرکت در راستای رویکرد کیفیت گرا و مشتری مدار، به طور مداون با تجزیه و تحلیل مشخصه های کیفی محصول محاسبه شاخصهای عملکردی فرآیندها و محاسبه میزان رضایت مشتری در جستجوی زمینه های بهبود و اجراء موثر آنها میباشد. بدین جهت در سال 1381 واحد جدید در ساختار سازمانی شرکت تحت عنوان واحد بازخور مشتری جهت برقراری ارتباط موثر با مشتری و با هدف پیش بینی نیازها و انتظارات مشتری و ایجاد امکانی پاسخگویی سریع به این نیازها و انتظارات ایجاد گردید.
این شرکت در حال حاضردارای بیش از200 نفر پرسنل میباشد که در قالب سازمانی زیر سازماندهی شده اند.ارتباط داخلی عناصر سیستم با فعالیتهای مختلف ونیز شرایط احرازشغل مسئولیتها واختیارات کلی پرسنل موثر در پیاده سازی سازمان به وضوح وتفصیل تعریف شده است.